مطالعه زمين شناسي ايزوتوپهاي پايدار كربن و اكسيژن در كانيهاي كربناته كانسار آهن سنگان خراسان

 

مطالعه زمين شناسي ايزوتوپهاي پايدار كربن و اكسيژن در كانيهاي كربناته كانسار آهن سنگان خراسان

 

خلاصه مطلب:
     سنگ شناسي كانسار آهن سنگان شامل شيل، ماسه سنگ، سنگهاي كربناته و سنگهاي آذر آواري است. اين واحدهاي سنگ شناسي بر اثر نفوذ باتوليت گرانيتي و دايك هاي اسيدي ائوسن پاياني اليگوسن دگرگون و دگرسان شده اند. اسكارني شدن كربنات ها، مشخصه مهم كانسار آهن سنگان است كه همبستگي نزديكي با كاني سازي آهن در آنجا دارد. دو نوع اسكارن در كانسار آهن سنگان قابل تشخيص است: 1- اسكارن كلسيكي 2- اسكارن منيزمي. كربناتهايي كه طي دگرگوني مجاورتي و اسكارن زايي شكل گرفته اند قابل تقسيم بندي به انواع زير هستند:1- مرمرهاي دولوميتي 2- مرمرهاي كلسيتي 3- كلسيت اسكارني 4- دولوميت اسكارني 5- رگه هاي دير تشكيل شده كربناته.
   حدود 40 نمونه از انواع كانيهاي كربناته كانسار آهن سنگان براي تعيين ايزوتوپهاي اكسيژن و كربن آنها در كشور ژاپن مورد تجزيه قرار گرفته اند. نتايج آنها نشان مي دهد كه مقادير δ18O و δ13c در مرمرهاي منطقه نسبتا بالا است در حاليكه مقادير δ18O در گرانيت سنگان نسبت به مقادير δ18O در كربناتها پايين است. و مقادير δ18O و δ13c انواع كانيهاي كربناته كانسار سنگان در محدوده بين مقادير ايزوتوپي گرانيت و مرمرها قرار مي گيرد. محاسبات موازنه جرمي ايزوتوپي همراه با شواهد سنگ شناسي و كاني شناسي در منطقه حاكي از حضور آب ماگمايي در كانسار آهن سنگان است.

پيش گفتار:
     كانسارهاي آهن سنگان در حدود 300كيلومتري جنوب شرق مشهد واقع شده است. زمين شناسي كانسار غربي آهن سنگان شامل شيل، ماسه سنگ و لاي سنگهاي ژوراسيك و مرمرهاي دولوميتي و كلسيتي ژوراسيك- كرتاسه و سنگهاي آذرآواري ائوسن است. سنگهاي گرانيتي و دايكهاي اسيدي ائوسن پاياني – اليگوسن متعلق به سري ماگمايي كالكوآلكالن در منطقه نفوذ كرده اند. بر اثر جايگيري و فعاليت هيدروترمال مرتبط با اين سنگهاي گرانيتي، سنگ هاي اطراف آن دگرگون و دگرسان شده اند به طوريكه درجه دگرگوني در سنگهاي غير كربناته مجاور با گرانيت بيوتيت- فلدسپات هورنفلس و در سنگهاي كربناته پيروكسن- اوليوين هورنفلس است. در بيشتر جاها دگرگوني مجاورتي به وسيله دگر ساني هاي گرمابي پوشيده شده به طوريكه در سنگهاي غير كربناته، دگر ساني هاي سرسيتي، كربناتي، سيليسي، كلريتي و پتاسيك پراكنده هستند و در سنگهاي كربناته كانيهاي اسكارني گسترش چشمگيري دارند(Boomeri,M1998) . دو نوع اسكارن در طول اسكارن در طول كانسار ديده مي شود: 1- اسكارن كلسيكي 2- اسكارن منيزمي (Boomeri M.1998).
   كانيهاي كربناته در كانسار مورد بحث از نظر نحوه تشكيل و تركيب به انواع مختلفي تقسيم بندي شده اند كه دو نوع مهم آنها عبارت است از :1- كانيهاي كربناته اي كه در مرمرهاي دولوميتي و كلسيتي وجود دارند كه همان كانيهاي اوليه هستند كه تغييراتي در آنها از نظر اندازه بلورها و غيره بر اثر دگرگوني و متاسوماتيسم صورت گرفته است و تحت عنوان دولوميت و كلسيت هاي دگرگوني از آنها نام برده خواهد شد. 2- كلسيت و دولوميت هايي كه قطعا بر اثر متاسوماتسم و انحلال كامل كلسيت و دولوميت هاي اوليه و رسوب مجدد آنها به وجود آمده اند و تحت عنوان كلسيت و دولوميت هاي اسكارني از اينها نام برده مي شود. درجه حرارت تشكيل كلسيت هاي اسكارني در فشار يك كيلو بار با استفاده از مطالعه ادخال هاي سيال و دامنه پايداري كانيهاي اسكارني كانسار آهن سنگان بين 300تا 500درجه سانتي گراد ارزيابي شده است(Boomeri.M.1998)
   حدود 40نمونه كلسيت و دولوميت به صورت تصادفي از سرتاسر كانسار غربي گرفته شده و مورد تجزيه ايزوتوپي قرار گرفته اند. روش تجزيه ايزوتوپي در اين منطقه به وسيله (Boomeri,M.1998) به طور كامل شرح داده شده است و مقادير ايزوتوپي حاصله در جدول 1 خلاصه و در اشكال 1و 2 نشان داده شده است. δ18O بر حسب يك در هزار SMOW و δ13c بر حسب يك در هزار PDB بيان شده است.

بحث:

δ18O و δ13c سنگهاي كربناته در مقابل فرايندهايي چون كربن زدايي، تراوش و اختلاط حساس و تغيير پذير هستند (Valley- Tw,1986) در شرايط دگرگوني ايزوشيميايي سنگهاي كربناته، كربن زدايي نقش عمده را در تغييرات ايزوتوپي انها دارد. اما حتي اگر همه سنگهاي كربناته به وسيله كانيهاي كالك سيليكاته جانشين شوند تغييراتي ايزوتوپي بسيار ناچيز خواهد بود و اختلاف زيادي با مقادير سنگ آهك و دولوميت هاي اوليه نخواهد داشت. چنين تغييراتي در سيستم هاي ايزوشيميايي به وسيله (Valley- Jw,19860 فرموله شده است. چنين فرمول هايي جهت محاسبات داده هاي كانسار آهن سنگان به وسيله (Boomeri,M.1998) مورد استفاده قرار گرفت و مشخص شد كه داده هاي ايزوتوپي كانسار سنگان با دگرگوني ايزوشيميايي قابل توضيح نيست.
همانطور كه از اشكال 1و 2 بر مي آيد نحوه تخليه شدگي ايزوتوپي كربن و اكسيژن در كانسار آهن سنگان داراي يك روند سيستماتيك است و اكثر نمونه ها خالي شدگي ايزوتوپي شديدي را نشان مي دهند كه احتمالا ناشي از تراوش آب در سنگهاي كربناته و واكنش آن با اين سنگها است. هر چه نسبت آب به سنگهاي كربناته افزايش پيدا مي كند درجه خالي شدگي ايزوتوپي افزايش يافته به طوريكه مقادير ايزوتوپي كلسيت هاي اسكارني در محدوده ايزوتوپي آبهاي ماگمايي قرار مي گيرند. مقادير δ18O و δ13c محلولهاي گرمابي در تعادل با كلسيت هاي اسكارني با استفاده از ضرايب تفكيك ايزوتوپي كلسيت- آب و كلسيت – دي اكسيد كربن(Sheppard and Schwacz 1970) در حرارت هاي 500و 300درجه سانتي گراد محاسبه شده است. مقادير بدست آمده از اين محاسبه براي δ18O از 1/5 تا 11 و از 6/4 تا 2/7 و براي δ13c از 3/3- تا 8/0+ واز 4/0- تا 1/0+ به ترتيب در ˚C500و ˚C300درجه سانتي گراد متغير است (جدول 2). مقادير δ18O محاسبه شده در 500درجه سانتي گراد بامقادير سنگهاي گرانيتي منطقه متعادل است در حاليكه مقادير δ13c محاسبه شده با δ13c آب هاي ماگمايي اختلاف دارد كه اين به دليل مقدار بسيار ناچيز CO2 در محلولهاي گرمابي است كه وارد ضخامت عظيمي از سنگهاي كربناته شده است. اما اختلاف بين مقادير محاسبه شده δ18O محلول گرمابي متعادل با كلسيت هاي اسكارني سنگان و مقادير δ18O آبهاي ماگمايي جزئي و ناچيز است و چرخش يك محلول گرمابي ماگمايي در سنگ هاي كربناته كانسار آهن سنگان بسيار محتمل است.
اين مسئله را با محاسبات موازنه جرمي نيز مي توان توضيح داد. محاسبات موازنه جرمي معمولا براي توصيف طبيعت دگرساني ايزوتوپي سنگهاي كربناته در واكنش با محلولهاي هيدروترمال طي افزايش تدريجي مقدار آب به سنگ بكار مي رود. براي استفاده از چنين محاسباتي شناخت حرارت و XCO2 سيال ضروري است. براي توضيح تغييرات ايزوتوپي سنگهاي كربناته سنگان از معادلات زير استفاده شده است. معادله استفاده شده براي تغييرات ايزوتوپي اكسيژن عبارت است از:
براي تغييراتي ايزوتوپي كربن معادله موازنه جرمي به شرح زير است
كه در آن Δ ضريب تفكيك ايزوتوپي بين كاني كربناته و دي اكسيد كربن و XCO2 عبارت از بخش مولي دي اكسيدكربن در سيال است. براي استفاده از چنين فرمول هايي يك سري فرضيات لازم است. در واقع اثر محلول هاي هيدروترمال با مقادير ايزوتوپي متفاوتي را بر سنگ و با نسبتهاي مختلف آب به سنگ مورد آزمايش قرار داده و مطابقت آنها را بامقادير ايزوتوپي كانسار مورد نظر مقايسه مي كنند. در اين مطالعه آب هاي جوي، ماگمايي و دريايي در درجات مختلف بررسي شده اند. از اين فرضيات مشخص شد كه يك محلول هيدروترمال با مقادير ايزوتوپي δ18O= +8.0 و δ13c=-8.0 باسنگ آهگي با مقادير ايزوتوپي δ18O=+20.0 و=+2.0 δ13c در حرارت هاي مختلف و در يك سيستم باز با XCo2=0.2 و نسبت آب به سنگ 0 تا 10 واكنش انجام داده است. اين فرض خالي شدگي ايزوتوپي در كانيهاي كربناته را در زون كلسيتي بخوبي توضيح مي دهد(شكل 3)
به طور مشابه مشخص شد كه يك محلول گرمابي با مقادير ايزوتوپي δ18O= +6.0 و δ13 c = -8.0 با سنگهاي ديواره دولوميتي با مقادير ايزوتوپي δ18O= +28.0 و δ13 c = +0.0 در حرارت هاي مختلف و در يك سيستم باز و XCO2=0.07 و نسبت آب به سنگ 0 تا 10 واكنش انجام داده است. اين فرض خالي شدگي ايزوتوپي مرمرهاي دولوميتي را در زون منيزمي توضيح مي دهد (شكل 4) اگر به اشكال 3و 4 توجه كنيد مشاهده مي كنيد كه منحني هايC ˚400وC˚ 500 درجه سانتي گراد با داده هاي ايزوتوپي كربناتهاي سنگان مطابقت دارد.


بزرگنمایی تصویر


جدول 1-



 


جدول2-



 


شکل1-



 


شکل2-



 


شکل3-



 


شکل-4
 
نتيجه گيري:
     1- مقادير δ18O و δ13c مرمرهاي دولوميتي و كلسيتي در كانسار آهن سنگان نسبت به مرمرهاي ديگر نقاط پايين تر است و مقدار خالي شدگي ايزوتوپي آنها بيش از مقاديري است كه به وسيله دگرگوني مي تواند اتفاق بيفتد.
   2- كاهش تدريجي δ18O و δ13c از مرمرها به طرف كلسيت و دولوميت هاي اسكارني بر اثر واكنش آنها با سيالات گرمابي و متناسب با افزايش نسبت آب به سنگ مي باشد.
   3- مقادير محاسبه شده δ18O سيال متعادل با كلسيت و دولوميت هاي اسكارني كانسار آهن سنگان در محدوده مقادير δ18O آب هاي ماگمايي است.
   4- محاسبات موازنه جرمي ايزوتوپي همراه با شواهد سنگ شناسي، كاني شناسي و مطالعه سيالات درگير نيز حاكي از حضور آب ماگمايي در كانسار آهن سنگان است.
 
منابع:

     1. Boomeri,M.,(1998), Petrography and geochemistry of the Sangan Iron skarn deposit and relatedigneous rocks. Unpublished phD. thesis, Akita Univ., Japan, 226pp.
   2. Freidman, I. and O'Ncil, 1977, Compilation of stable isotopic fracl'-"'Ition factors of
   geochemical interest, U.S Geol. Surv. Prof. Pap,440-KK.
   3. Sheppard, S.M. F. and Schwacz, H. P., (1970), Fracionation of carbon and oxygen isotopes and magnesioum betWeen coexisting metamorphic calcite and dolomite, Contr. Mineral. Petrol., 26,161-198
   4. Northrop, D. A, and Clayton, R.N., (1966), Oxygen-isotope fractionation in systems containing dolomite, jour., Geol., 74, 174-196.
   5. Svetjensky, D. A,(1981), Isotopic alteration of carbonate host rocks as a function of water to ratio-An example from the Upper Mississippi valley zinc-lead distric, Boon. Geol.,76,154-172
   6.Taylor, B. E and Nnurminen, K. B.,(1986), Oxygen and carbon isotope and cation geochemistry of metasomatic carbonates and fluids, Bergen aureole, northern ltaliy, Geochim. et cosmochim. Acta, 1267-1279
   7. Taylor, H.P. Jr,(1977), Water / rock interaction and the origin of H2O in granitic batholiths J. Geo. Sac. Lond., 133, 509-559.
   8. Valley. Jw, 1986, Stable isotope geochemistry of metamorphic rocks, Rev. Mineral., 16, 445-489. 
  

مطالعه مقدماتي كانسار آهن سه چاهون، بافق، يزد

مطالعه مقدماتي كانسار آهن سه چاهون، بافق، يزد

 

خلاصه مطالب:
     در اين مطالعه 10مقطع صيقلي و 19مقطع نازك از كانسنگ و سنگ ميزبان كانسار آهن سه چاهون بافق بررسي شد. همچنين 13 تجزيه شيميايي از كانسنگ و مگنتيتي و 5 نمونه سنگ ميزبان انجام شد. بررسيهاي سنگ شناختي و كاني شناختي انجام شده و همچنين نمودار ژئو شيميايي مورد استفاده و در نهايت استفاده از ريخت شناسي كانسار با توجه به نيمرخهاي تهيه شده وشواهد صحرايي نشان ميدهد كه منشاء كانسار سه چاهون را مي توان ناهماميزي مايع در نظر گرفت. به نظر مي رسد مذاب غني از آهن با تركيب ديوريتي- مگنتيتي- آپاتيتي كه حاصل تفريق ماگماي گوشته بالايي است از مواد فرار غني شده و به رغم چگالي نسبي زياد بالا آمده و درون شكستگيهاي منطقه جاي گرفت و در مواردي به سطح زمين راه يافته و كانسنگ سه چاهون را تشكيل داده است.
   پيش گفتار:
     كانسار آهن ساه چاهون در دشت سه چاهون به ارتفاع 1700متر از سطح دريا ودر حدود 50كيلومتري شمالشرق بافق قرار دارد. كانسار سه چاهون از دو بي هنجاري Xو XI تشكيل شده است. تنها راه ارتباطي جاده اي خاكي است كه به جاده آسفالته بافق-مهاباد متصل مي شود. از آنجا كه نياز كشور به كانسنگ آهن تاكنون از كانسارهاي بزرگ و معروفي مانند چغارت و چادر ملو در منطقه تامين شده است كانسارهاي كوچكتر همچون سه چاهون كمتر مورد توجه و بررسي قرار گرفته اند. كانسار مگنتيتي سه چاهون در سري ريزو جاي دارد. سري ريزو يك سري آتشفشاني-رسوبي است كه در زمان وندين (اينفرا كامبرين) تشكيل شده است(هوكريت و ديگران 1962). از نظر تكتونيك كلي منطقه، كانسار سه چاهون همراه با ديگر ذخاير آهن منطقه بافق در ميان دو گسل بزرگ ايران مركزي يعني پشت بادام و چاپدوني قرار دارند(ياشين و آشور كف 1975 ). بين اين دو گسل بزرگ شكستگي هايي عرضي وجود دارد كه كانسار سه چاهون همراه با بي هنجاري آهن XII و بي هنجاري IX (ميشدوان) بر روي يكي از اين شكستگي ها جاي گرفته اند. شكل كان تن مگنتيتي كانسار سه چاهون تاقديسي است. كان تن ها در اثر فرآيندهاي تكتونيكي پس از جايگيري دچار شكستگي هاي فراوان و جابجاشدگي شده اند. تاكنون مطالعات بسيار كمي بر روي كانسار سه چاهون صورت گرفته است. فورستر و جعفرزاده (1994) اشاره كوتاهي به ويژگيهاي كانسار سه چاهون دارند. پيشتر كارشناسان روسي نيز در منطقه مطالعاتي انجام داده اند. اما اين مطالعات بيشتر در جهت شناخت ويژگيهاي كانسار براي معدنكاري آن بوده و نه مطالعات دقيق مربوط به تعيين منشا كانسنگ، برخي از اين مطالعات توسط ياشين، آشوركف، آلاندروا و آسيف (1975) انجام شده است.
 
بحث:
با توجه به نيمرخهاي تهيه شده ذخيره اقتصادي كان تن هاي بي هنجاري X كمتر از يا يكدهم بي هنجاريXI است. شكل كان تن ها نيز منظم تر بوده و به شكل لايه اي هم شيب با سنگهاي در بر گيرنده آتشفشاني-رسوبي ميزبان ديده مي شود. گاه نيز عدسي شكل مي شوند. كان تن ها در مرز بين سنگهاي آتشفشاني و رسوبي جاي گرفته اند. در بي هنجاري XI كه عيار آن در مقايسه با بي هنجاري X كمتر است، شكل لايه ها بيشتر مخروطي يا عدسي گون و يا به صورت پر كننده فضاهاي خالي در مقياسي بزرگ است. در بي هنجاريXI كان تن ها درون سنگهاي آتشفشاني قرار دارند. براي بررسي خصوصيات زمين شناسي كانسنگ و سنگ ميزبان اقدام به تجزيه 13 نمونه مگنتيتي از كانسنگهاي پر عيار و عيار پايين از نقاط مختلف كان تن ها و همچنين 5 نمونه از سنگ ميزبان كانسنگ مگنتيتي شد. ميانگين مقدار اكسيدها و عناصر موجود در نمونه مگنتيتي كانسار سه چاهون در جدول 1 آورده شده است.

جدول 1-

همان گونه كه از مقادير بدست آمده برمي آيد مقدار تيتانيوم و واناديم موجود در مگنتيت سه چاهون بالاست و در مقايسه با جداول فريتش (1970) كه به مقادير عناصر و اكسيدهاي موجود در مگنتيتهاي كانسنگهاي آهن با منشا متفاوت اشاره شده است اين مقدار تيتانيوم و



واناديم با مقادير موجود در كانسنگهاي آهن ماگمائي همخواني دارد. لوبرگ و هورندال (1983) كانسنگهاي آهن پركامبرين سوئد را از روي نسبت دوتائي و سه تائي عناصر فريد آن تقسيم بندي كردند. عناصر فريد (Ferride) شامل Ni,Fe,Mn,Cr,V,Ti است. نمودارهاي رسم شده نشان مي دهد كه كانسار آهن سه چاهون از نوع كانسنگهاي آهن آپاتيتي است.
وجود آپاتيت در نمونه هاي دستي و همچنين مشاهدات صحرايي و مقاطع ميكروسكپي حكايت از فراواني اين كاني در كانسار دارد، كه نشان دهنده شباهت كاني شناختي و زمين شيميايي آن با ديگر ذخائر موجود در منطقه است. لازم به ذكر است كه مقدار آپاتيت كانسار سه چاهون در مقايسه با ديگر ذخائر موجود در منطقه خيلي كمتر است.
سنگهاي دربرگيرنده كانسنگ طبق نمودارهاي سنگ شناسي ميدل ماست (1980) كاكس (1979) لمايتره و ديگران(1989) ينسن و پايك(1982) و دلاروشه و ديگران(1980) تركيبي حدواسط (ديوريتي) تا اسيدي (سينيتي) دارند. در مطالعات كانه نگاري ، كانه اصلي، مگنتيت تشخيص داده شده است. علاوه بر مگنتيت مقداري آپاتيت نيز وجود دارد كه بصورت شاخه اي درون مگنتيتهاست يا به شكل دانه اي درون مگنتيت ها پراكنده است. بافت مكنتيت ها توده اي است و مارتيتي شدن آن پديده اي رايج است. دانه هاي مگنتيت با يكديگر زاويه 120 درجه تشكيل مي دهند كه نمايانگر رشد بلورها از يك مذاب است(Craig & Vaughan 1994 ) .


شکل2-وجود زواياي 120 در اتصال سه گانه بين دانه هايو وجود دانه هاي شکلدار و نيمه شکلدار

د ا نه هاي شكلدار و نيمه شكل دار كه نشان دهنده مراحل اوليه تبلور ماگماست(رامدور1980) نيز ديده مي شود(شكل 2). كانيهاي سولفيدي در كانسنگ ديده نمي شود. اين مسئله اهميت زيادي دارد زيرا يكي از ويژگيهاي مگنتيت گرمابي همراهي آن با مقدار زيادي كانيهاي سولفيدي است. مطالعه سنگ شناختي سنگهاي ميزبان تركيبي حدواسط (ديورتي) متشكل از پلاژيوكلاز،آنفيبول و مگنتيت همراه با اندكي پيروكسين و در سنگهاي سينيتي تركيبي از پلاژيوكلاز،آرتوز،آنفيبول و مگنتيت را مشخص مي كند. از نظر ساختاري با توجه به مطالعات زمين فيزيكي پژوهشگران روسي، كانسار سه چاهون بر روي يك شكستگي عرضي قرار دارد كه كانسار آهن ميشدوان و بي هنجاري XII را نيز شامل مي شود. اين شكستگيهاي عرضي كه بر شكستگيهاي طولي داراي روند شمالي – جنوبي عمود است همراه با دو گسل بزرگ چايدوني و پشت بادام در مجموع شبكه اي از شكستگيها را در منطقه ايجاد كرده است. به نظر مي رسد كه تقاطع اين شكستگيها مكانهايي مناسب براي خروج گدازه و يا نفوذ ماگما بوده و كانسار آهن سه چاهون در چنين جايگاهي به وجود آمده باشد. طبق مطالعات زمين فيزيكي پژوهشگران روسي، اين شكستگي عرضي يك شكستگي عميق است كه تا مرز مرهو پيش مي رود ( ياشين و آشوركف 1975). بيرون زدگي كان تن ها در بي هنجاري X به صورت تپه هاي كم ارتقاع سياهرنگ است. در بي هنجاري XI كانسنگها در زير چندين متر آبرفت نهفته شده است. كانسنگ مگنتيتي روي زمين بصورت توده هاي داراي خلل و فرج ديده مي شود و حالت گدازه اي دارد، حفره ها مي تواند نشاندهنده خرج مواد فرار از مذاب مگنتيتي پيش از جايگير شدن آن باشد.

نتيجه گيري:
     نتايج اين مطالعه با منشايي مبتني برنا آميختگي مايع در ايجاد يك مذاب ديوريتي- مگنتيتي- آپاتيتي غني از مواد فرار و ايجاد كانسنگ مگنتيتي در كانسار سه چاهون همخواني دارد. امكان وجود يك ماگماي مگنتيتي توسط كارهاي فيشر (1950) و فيلپوتس (1967) تاييد شده و هر دو نشان دهنده يك ناآميختگي در سيستم مگنتيت- آپاتيت- سيليكات است. فيلپوتس (1967) و كولكر(1982) نتيجه گرفتند كه سنگهاي آپاتيت دار غني از اكسيد، از مايعات ناآميخته اي كه از يك ماگماي باقيمانده غني از آهن در طول تبلور تفريقي جدا شده است مشتق شده اند. در مورد درجه حرارت چنين مذابي مشخص شده است كه تحت شرايط طبيعي، دماي تبلور مگنتيت در حضور CL,F آپاتيت، بخار آب و ديگر اجزاء گداز آور عمل مي كنند پايين مي آيد.
   منشايي كه در اين مطالعه پيشنهاد مي شود عبارت است از كافتش كششي درون قاره اي و گسترش ساختارهاي كافتي تفروژنيك بر اثر كوهزايي پان آفريكن در بين دو گسل عمده ايران مركزي يعني گسل پشت بادام و پاپدوني.
   در ميان اين دو گسل عمده شبكه اي از شكستگيهاي موازي و يا عمود بر اين دو گسل ايجاد شد كه محل تقاطع اين شكستگيها مجراي نفوذ ماگمايي حاصل از گوشته شد. گاه اين ماگما در بخش از تركيب خود مذاب مگنتيتي- آپاتيتي- ديوريتي را حمل كرده و پس از راهيابي به سطوح بالا يا بر روي زمين كانسار آهن سه چاهون را تشكيل داده است. شواهد تاييد كننده چنين منشايي را مي توان به صورت زير خلاصه كرد:
   1- محيط آتشفشاني و نفوذي حد واسط تا اسيدي در منطقه.
   2- شكل لايه اي هم شيب كان تن ها با سنگهاي در برگيرنده و يا پركننده شكستگيها.
   3- وجود حالت گدازه اي كان تن در سطح زمين.
   4- پاراژنزكانيائي در كانسنگ ( همراهي مگنتيت- آپاتيت- آمفيبول- پلاژيوكلاز)
   5- وجود بلورهاي شكلدار و نيمه شكلدار مگنتيت در نمونه دستي و مقاطع ميكروسكوپي كه نشانه رشد در مراحل اوليه تبلور از مذاب است(رامدور1980)
   6- نفوذ رگچه هاي مگنتيتي در اطراف سنگهاي ميزبان.
   7- مرز تماس تيز بين كانسنگ و سنگ ميزبان در مقياس ميكروسكوپي و كاكروسكوپي.
   8- مقدار V,Ti بالا در مگنتيت سه چاهون.
   9- زاويه 120درجه ميان دانه هاي مگنتيت در اتصالات سه گانه بين آنها كه نشانه رشد از يك مذاب است(Craig & Vaughan1994)
   10- نبود كانيهاي سولفيدي كه منشا سولفيد توده اي و يا حتي گرمابي را براي كانسنگ تقريبا غير ممكن مي سازد.
   11- وجود تيغه هاي ايلمنيت درون مگنتيت كه ازيك مذاب تشكيل مي شود ( ياشين، آلاندروا 1975).
   12- وجود آپاتيت از نوع آپاتيت ( ياشين، آشوركف 1975).

منابع:


     1- Berberian, r. ',M. Berberian (1981)" Tectono - Plutonic Bpisodes in Iran "Geodynamics Series,3.5 - 32.
   2- Crnig, J. R,.DJ.- Vaughan (1981).ore Microscopy and ore petrogrnphy. Copy Right By John wiley.
   3. Forster, H. , AJafarLadeh (1994)" The Bafq Mining District in Central Iran . A Highly
   Mineralized Infracambrian Volconic Field" Eco. Gco.V89. PPI697 - 1721.
   4. Frietsch. R. (1978)" on the Magmatic orig Of Iron Ores of the Kiruna Type"
   Eco.Geo.,73.478-485.
   5- LOberg, B.B. H.,A K. Hormdahl(1983)"Ferride Geochemistry of Swedish Precambrian Iron
   ores" Min. Dep,18,487-S04.
   6. Naimabadi, GH.(I97S). Detailed Explorntion Report of Sechahun Iron Deposit in Centrnl
   7- Philpotts, A.R.(1982)" Compositions of Immiscible Liquids in Volcanic Rocks" ColI.Mill.
   Pet,80. 201 - 218.
   8- Ramdohr, P. (1980). The orc Minerals and their Intergrowths. Copy Right.Akademie - Verlag
   Berlin.

Reservoir

Reservoir

 A place or containment area where water is stored. Where large volumes of water are to be stored, reservoirs usually are created by the construction of a dam across a flowing stream. When water occurs naturally in streams, it is sometimes not available when needed. Reservoirs solve this problem by capturing water and making it available at later times. See also: Dam

 

 

Fig. 1  Zones of storage in a reservoir. (After R. K. Linsley et al., Water-Resources Engineering, McGraw-Hill, 1992)

 

 

 

 

In addition to large reservoirs, many small reservoirs are in service. These include varieties of farm ponds, regulating lakes, and small industrial or recreational facilities. In some regions, small ponds are called tanks. Small reservoirs can have important cumulative effects in rural regions

Purposes

Reservoirs can be developed for single or multiple purposes, such as to supply water for people and cities, to provide irrigation water, to lift water levels to make navigation possible on streams, and to generate electricity.

When used to supply water for a city, a reservoir can provide water during all parts of the year, and can even make it possible to populate dry regions. If cities have underground water available, they may rely on it; otherwise, they must have stored surface water from a reservoir, or they risk running out of drinking water.

A reservoir can supply water for irrigation of crops at precisely the time required for the maximum plant growth. Many reservoirs in dry regions capture water during wet periods and release it to farm fields at times of plant growth and stress.

Reservoirs may provide for energy generation (hydropower) through run-of-river hydroelectric plants which generate power when the water is available; or if the storage is adequate, they may provide water for energy generation at any time it is needed. Another way that reservoirs aid in energy management is through pumped storage, where electric energy is stored by pumping water to a reservoir, and releasing the water later to flow downward through a generating system. Water from reservoirs is also used to cool thermal or nuclear electricity-generating plants. See also: Pumped storage

Reservoirs also make navigation possible by maintaining river depths at required levels, usually by means of locks and dams. See also: River engineering

Another purpose of reservoirs is to control floods by providing empty spaces for flood waters to fill, thereby diminishing the rate of flow and water depth downstream of the reservoir. Such use of reservoirs has saved many lives and goods from flood damage, but reservoirs cannot control all flood problems.

Reservoirs also provide for environmental uses of water by providing water to sustain fisheries and meet other fish and wildlife needs, or to improve water quality by providing dilution water when it is needed in downstream sections of rivers. Reservoirs may also have esthetic and recreational value, providing boating, swimming, fishing, rafting, hiking, viewing, photography, and general enjoyment of nature.

 

Characteristics and configuration

 Generally, a reservoir is divided into zones of water that are reserved for different uses (Fig. 1). The zone for useful storage (also called working storage, multiple-purpose capacity, or operating storage) provides space for water storage applications. In this zone it is normal for the water level to rise and fall during the year. Sometimes people who rely on reservoirs only for recreational use complain about this, because they do not understand the necessity of using the full storage zone.

The surcharge storage zone enables the reservoir to be used for flood control. If flood control is an important purpose, part of the useful storage could also be devoted to that use. Surcharge storage occurs above the spillway crest, which is the elevation where water just begins to flow over the spillway's upper surface. The dam is designed so that the design flood, a maximum flood event, safely passes over the spillway without placing the dam at risk. The dead storage, normally reserved to be filled with sediment, occurs below the normal release elevation for water.

 

Planning

 Planning for reservoir size takes into account the statistical variation of future inflows and water demands.

The reservoir sizing process carries the risk that the capacity will be too small to meet the purposes or too large for the reservoir to fill. Therefore, the planner compiles as much historical data as possible and makes studies of how the planned reservoir would have performed if it had been in place during the historical period. These are sometimes referred to as “what if” studies. Reservoirs are complex, however, because the water supplied by the stream system is not fully predictable and is subject to variations from high to low flow periods. Thus, the water reservoir is made large enough to compensate for the risk factors.

After the location of a reservoir is determined, many aspects of the construction process must be settled through the design process, an effort that involves engineers, geologists, hydrologists, and other professionals. A major consideration is the necessity to make the dam as safe as possible to avoid placing people downstream at risk due to dam failure. While there have been few dam failures, when they do occur they may cause unacceptable levels of damage.

After a dam is built, it must be operated correctly. The key person is the operator who makes decisions about when to release or store water. In the past, reservoir operating decisions were made by rule curves, which provided the operator with simple guidelines about how much water to release and what lake levels to maintain. As the science of forecasting and the use of computers became more complex, however, reservoir operation became more sophisticated. It is not uncommon to have a reservoir control center where operators use computers to monitor weather forecasts furnished from satellite data and to simulate future demands for water in order to make decisions about water releases. They may also be bound by legal requirements to release water for downstream users, including fish and wildlife. As the demands for water increase in developed areas, conflicts over use of the water arise, especially in water-short areas. This requires the reservoir owner or management agency to develop conflict-resolution procedures.

Reservoirs require continuing attention from owners and managers. Problems may include excessive deposition of sediments on the lake bottom which reduce the capacity to store water (Fig. 2), pollution of lake waters, eutrophication (aging of waters with excessive growth of algae), shoreline protection, and associated issues such as dam leakage or settlement. Sedimentation, a naturally occurring phenomenon, is a particularly difficult problem that is impossible to fully control, and it may ruin a reservoir's capacity to store water. See also: Eutrophication; Water pollution

 

 

Fig. 2  Sediment accumulation in a typical reservoir. (After R. K. Linsley et al., Water-Resources Engineering, McGraw-Hill, 1992)

 

 

 

 

 

Controversies

The construction or alteration of reservoirs is often resisted by some people because of perceived negative side effects. One side effect is reservoir evaporation, which can consume waters that could otherwise be used in the river environment for fish and wildlife or for flushing salts through the stream system. As a result of evaporation, the microclimate around the reservoir might even be altered. Seepage caused by the reservoir impoundment can change the local patterns of underground water. In the valley floor, settlement can occur because of the weight of the water in storage. Ecosystems can be changed because the schedule of water release and the quality of the water can be altered. Also, when reservoirs are built, large numbers of residents may have to be resettled. See also: Water supply engineering

Neil S. Grigg

 

Bibliography

 N. S. Grigg, Water Resources Management, 1996

R. K. Linsley et al., Water-Resources Engineering, 1992

D. R. Maidment (ed.), Handbook of Hydrology, 1993

alifazeli = egeology.blogfa.com

 

زونهاي كاني شناسي در سنگهاي دگرگوني ناحيه اي شرق الوند(همدان): اشاره اي بر نقش توده هاي نفوذي در توز

زونهاي كاني شناسي در سنگهاي دگرگوني ناحيه اي شرق الوند(همدان): اشاره اي بر نقش توده هاي نفوذي در توزيع ايزوگرادها

خلاصه مطالب:
     نقشه زونهاي كاني شناسي و ايزوگرادهاي تهيه شده براي سنگهاي دگرگوني ناحيه اي شرق الوند، نشاندهنده وجود زونهاي متفاوت در جنوب و شرق منطقه است. به اين ترتيب كه زونهاي كلريت، بيوتيت، گارنت و استروليت به ترتيب در جنوب منطقه، زونهاي كلريت، بيوتيت، گارنت و آندالوزيت- استروليت در جنوب شرق و زونهاي كلريت، بيوتيت، گارنت، آندالوزيت، سيليمانيت و استروليت در شرق منطقه ديده مي شوند و بطور كلي درجه دگرگوني به سمت توده افزايش يافته، ايزوگراد سيليمانيت نيز ارتباط تنگاتنگي با رگه هاي پگماتيتي نشان مي دهد. افزايش درجه دگرگوني در سنگهاي دگرگوني ناحيه اي به سمت توده نفوذي و نقش پگماتيت ها در ظهور و گسترش ايزوگراد سيليمانيت، حاكي از ارتباط بين توده هاي نفوذي و دگرگوني ناحيه اي اين بخش است، بطوري كه اين احتمال مطرح مي شود كه توده هاي نفوذي عامل انتقال حرارت و افزايش گراديان زمين گرمايي بوده اند.
 
   پيش گفتار:
     منطقه همدان در نوار سنندج- سيرجان، داراي بيرونزدگيهاي گسترده اي از انواع مختلف سنگهاي آذرين، رسوبي و دگرگوني است. علي رغم مطالعات مختلف، يكي از ابهاماتي كه در مورد اين منطقه مطرح است، علت دگرگوني و عامل افزايش گراديان زمين گرمايي است كه پس از مطالعه و شناخت آن مي توان در مورد پتروژنز سنگها و جايگاه ژئوديناميكي آنها با اطمينان بيشتري بحث كرد. مطالعات اساسي كه مي تواند پايه اي براي نيل به هدف بالا در نظر گرفته شود،بررسي زونهاي كاني شناسي، تعيين ايزوگرادها، تشخيص واكنشهاي دگرگوني و در نهايت، مطالعه رابطه ايزوگرادها با توده هاي نفوذي است كه مطابق تحقيقات جديد، از مهمترين عوامل انتقال حرارت به افقهاي بالاتر به شمار مي روند. در اين مقاله ضمن ارائه مباحثي در مورد زونهاي كاني شناسي، نحوه توزيع ايزوگرادها و رابطه فضايي آنها با توده هاي نفوذي، در مورد تأثير متقابل نفوذ و دگرگوني ناحيه اي بحث شده است.
 
بحث:
     در منطقه مطالعه شده كه در شرق باتوليت الوند و در امتداد جاده همدان- ملاير گسترش دارد، انواع سنگهاي دگرگوني ناحيه اي و مجاورتي با سنگ مادر پليتي، شامل اسليت، فيليت، گارنت شيست، آندالوزيت شيست، استروليت شيست، سيليمانيت شيست، هورنفلس شيست و هورنفلس برونزد دارند. در اين سنگها زونهاي كاني شناسي مختلفي شناسايي و نقشه برداري شده اند كه بطور كلي افزايش درجه دگرگوني به سمت توده الوند را نشان مي دهند. اما مسير تغيير و تحولا ت در تمام جهات يكسان نيست، بدين ترتيب كه وقتي به توده نفوذي نزديك مي شويم، در جنوب منطقه، زونهاي كلريت، بيوتيت، گارنت، استروليت و كرديريت ظاهر مي شوند كه زون كرديريت مربوط به هورنفلسها و هورنفلس شيست هاي اطراف توده نفوذي است. در جنوب شرقي منطقه، پس از زون گارنت، زون آندالوزيت+ استروليت و سپس زون استروليت ظاهر مي شود. در شرق منطقه، زونهاي كلريت، بيوتيت، گارنت، آندالوزيت، سيليمانيت، استروليت و سپس زون كرديريت مشاهده مي گردد. توالي هاي ذكر شده، حاكي از ناهنجاري و عدم يكنواختي در توزيع ايزوگرادها در بخشهاي مختلف است. اما اين ناهنجاري و علت آن، مي تواند كليدي براي درك تكوين سنگهاي دگرگوني منطقه بوده و موضوع اصلي بحث باشد.
نتيجه گيري
مطالعه توزيع فضايي ايزوگرادها در منطقه و واكنشهاي مربوط به ظهور يا حذف كانيها، نشان مي دهد كه:
الف- بطور كلي درجه دگرگوني در سنگهاي دگرگوني ناحيه اي، به سمت توده الوند افزايش مي يابد.
ب- پگماتيت ها در شرق منطقه رخنمون داشته و ايزوگراد +Sill ارتباط تنگاتنگي با آنها نشان مي دهد.
ج- با توجه به نتايج محاسبات دما فشار سنجي، گراديان زمين گرمايي در بخشي كه زونهاي آندالوزيت و سيليمانيت وجود دارند و پگماتيت ها نيز به آن تزريق شده اند، 58درجه سانتيگراد بر كيلومتر بوده و نسبت به بخشهاي جنوبي تر (48تا 42درجه سانتي گراد بر كيلومتر ) كه اين زونها وجود ندارند، قويتر است.
از طرف ديگر، مطالعات قبلي نگارندگان، نشان داده كه تكامل دگرگوني، ظهور ايزوگرادهاي فوق و تواليهاي اشاره شده در زونهاي كاني شناسي، بطور پيشرونده و بدون انقطاع زماني صورت گرفته و سيليمانيت در آخرين مراحل دگرگوني پيشرونده ظاهر شده است. همچنين بين پديده هاي دگرگوني و نفوذي، همپوشاني زماني وجود دارد.
با توجه به مطالب بالا و با در نظر گرفتن نقش توده هاي نفوذي( بخصوص گرانيتوئيدها) بعنوان عامل انتقال حرارت در بسياري از سرزمينهاي دگرگوني ناحيه اي، به نظر مي رسد كه توده نفوذي الوند در انتقال گرما به افقهاي بالاتر و حصول شرايط لازم براي دگرگوني ناحيه اي منطقه همدان تأثير گذاشته است.
از طرف ديگر، مسلم است كه شبكه متراكم رگه هاي پگماتيتي و يا توده هاي بزرگ پگماتيت در منطقه، بر توزيع الگوي ايزوگرادها، بخصوص ايزوگراد سيليمانيت شديداً تأثير گذاشته است. از طرف ديگر، بررسي واكنشهاي ظهور سيليمانيت نشان مي دهد كه انجام اين واكنشها ا( بجز واكنش پلي مورفيكAnd = Sill ) ، مستلزم وجود سيالات اسيدي است كه مي توانسته از طريق توده هاي پگماتيتي تامين شود. بنابراين علاوه بر نقش كلي توده الوند در انتقال گرما و حصول شرايط دگرگوني ناحيه اي، ناهنجاري موجود در الگوي توزيع ايزوگرادها را معلول تزريق رگه ها و توده هاي پگماتيتي به خارج از توده الوند مي دانيم.

نتيجه گيري:
     در نگرشي وسيعتر بر نوار سنندج- سيرجان، چنين ارتباطي در بيشتر بخشهاي اين نوار ديده مي شود. بعبارت ديگر سنگهاي درجه متوسط و بالاي دگرگوني ناحيه اي، غالبا در كنار توده هاي نفوذي ديده مي شوند، مانند: همدان، بروجرد، ملاير، اسدآباد، قروه و تكاب. يافته هاي ما در منطقه همدان، حاكي از رابطه تنگاتنگ بين توده هاي نفوذي و دگرگوني ناحيه اي در اين منطقه است و اين نتيجه گيري، احتمالا قابل تعميم به بخشهاي مختلف نوار سنندج- سيرجان خواهد بود كه در اين راستا، شناخت ظرافتهاي موجود در اين زمينه، مستلزم مطالعات آتي و دقيق پترولوژي دگرگوني است.

تحليل ساختاری گسل حلب

تحليل ساختاری گسل حلب
 
خلاصه مطالب:
     گسل حلب در حاشيه باختري استان زنجان، يكي از گسلهاي كواترنر ايران مركزي به حساب مي آيد كه به دليل فقدان داده هاي لرزه اي تاريخي و دستگاهي، تاكنون مورد بررسي قرار نگرفته است. بنابراين، در اين مقاله سعي شده است تا مختصراً به تحليل ساختاري آن پرداخته شود. در ضمن، از آنجا كه اين گسل، واجد پتانسيل فعاليت تشخيص داده شده است، پيشنهاد مي گردد تا در تحليلهاي خطر زمين لرزه مورد توجه قرار گيرد.
 
   پيش گفتار:
     محدوده مرزي نقشه هاي زمين شناسي چهار گوش زنجان و تكاب، يكي از جالبترين نواحي ايران جهت انجام مطالعات زمين شناسي به حساب مي آيد زيرا محل فشردگي هر چه بيشتر ايران مركزي در حد فاصل البرز و زاگرس است. با اين حال به جز شرح زمين شناسي چهار گوش تكاب- صائين قلعه ( علوي نائيني و همكاران1982) تاكنون بررسيهاي چنداني در روي سيماهاي ساختاري اين منطقه انجام نپذيرفته است. يكي از مهمترين اين سيماها، گسلي است طويل كه از ميان روستاي حلب در حاشيه باختري چهار گوش زنجان مي گذرد. لذا، از اين پس به گسل مذكور كه ذيلا به تحليل ساختاري آن مي پردازيم، گسل حلب اطلاق گرديده است.

تحليل توصيفي
گسل حلب، گسلي با راستاي خم دار شمال باختري- جنوب خاوري مي باشد كه با درازاي حدود 60كيلومتر در حاشيه باختري استان زنجان واقع گرديده است.
گسل مذكور داراي شيب زيادي (60تا 75درجه) به سمت شمال خاوري مي باشد و بدين ترتيب، سازند قرمز بالايي را با شيب زياد(60درجه) در برابر نهشته هاي آبرفتي پليو- كواترنر قرار داده است. در ضمن با توجه به روند چين خوردگيهاي اصلي منطقه است.
به لحاظ درازاي بسيار گسل حلب و وضعيت زمين شناسي منطقه مورد مطالعه، بخش شمالي گسل( شمال روستاي حلب) با طول 26كيلومتر، از بخش جنوبي آن تفكيك و جهت بررسي عملكرد قائم تكتونيك فعال، به سه قطعه بالايي، پاييني، مياني تقسيم گرديده است.
براي ارزيابي عملكرد قائم تكتونيك فعال در بخش شمالي گسل حلب، از شاخصهاي زمين ريختي مهمي نظير درصد مسطح شدگي پيشاني كوهستان(F%) و سينوسيته پيشاني كوهستان(Smf) پس از پياده كردن گسل در نقشه ساختاري منطقه، استفاده شده است.
بدين ترتيب، حضور و عملكرد قائم تكتونيك فعال در بخش شمالي گسل حلب محرز گرديده و قطعه پاييني آن فعالتر تشخيص داده شد.

تحليل ديناميكي
بر اساس بررسيهاي به عمل آمده، سازوكار گسل حلب در بخش جنوبي و قطعات مياني و بالايي بخش شمالي از نوع معكوس تا معكوس با مؤلفه راستالغز راستگرد مي باشد. در حالي كه قطعه پاييني بخش شمالي داراي سازوكار راستالغز راستگرد با مؤلفه شيب لغز معكوس است. از انطباق مطلب اخير با خطي بودن پيشاني ساختاري قطعه مذكور كه نتيجه انجام تحليلهاي توصيفي به عمل آمده است. مي توان كوتاه بودن مدت سپري شده از زمان تغيير ريك بردار لغزش كلي اين قطعه را نسبت به ساير قطعات اثبات نمود. زيرا عملكرد طولاني مدت سازوكار راستالغز قطعه پاييني، نمي تواند با مقادير شاخصهاي زمين ريختي به دست آمده توجيه گردد.

تحليل جنبشي
با استفاده از داده هاي به دست آمده از تحليلهاي توصيفي و ديناميكي كه مختصراً بدانها اشاره گرديده است، علت مورفولوژي كنوني گسل حلب و عقب ماندگي پيشاني ساختاري قطعه پاييني بخش شمالي آن، به شرح ذيل تشريح مي گردد.
در اثر عملكرد فشردگي ناحيه اي، راندگي پي سنگي T-41 به سطح زمين مي رسد. اين بخش گسيخته، در واقع معرف وضعيت اوليه قطعه پاييني بخش شمالي گسل حلب كنوني است. تداوم فشردگي مذكور، سبب انتشار گسيختگي اوليه به طرفين و كوتاه شدگي منطقه مي گردد. كوتاه شدگي مذكور در مقابل قطعه مورد نظر از سرعت بيشتري نسبت به ساير بخشها برخوردار بوده، زيرا جبهه پيشرو گسيختگي را تشكيل مي داده است.
با افزايش فشردگي ناحيه اي، تدريجاً از قابليت عملكرد معكوس جبهه پيشرو كاسته شده و با كاهش زاويه ريك بردار لغزش كلي، دچار جنبش راستالغز راستگرد مي شود. لذا، از اين مرحله به بعد، تدريجاً جبهه پيشرو از قطعه مورد نظر به طرفين انتقال مي يابد و بدين ترتيب دچار عقب ماندگي مي گردد.

تركيب ساختاري
بر اساس تحليلهاي توصيفي، ديناميكي و جنبشي به عمل آمده، مي توان بخش شمالي گسل حلب را نتيجه به سطح رسيدن راندگي پي سنگي T-41 دريال جنوب باختري يك ناوديس واجد راستاي سطح محوري شمال باختري- جنوب خاوري به حساب آورد. بدين ترتيب كه سطح گسيختگي آن، از سطح جداشدگي بين بخش شكل پذير قاعده سازند قرمز بالايي و سنگهاي معادل سازند قم تبعيت نموده است. بخش جنوبي گسل حلب نيز، نتيجه انتشار گسيختگي رخداده در پوشش رسوبي مذكور در جهت جنوب خاوري است و داراي جبهه پيشرو مستقلي نسبت به بخش شمالي مي باشد.
در ضمن، مطالعات انجام پذيرفته نشان مي دهند كه گسل مورد نظر فاقد هر گونه داده هاي لرزه اي تاريخي و دستگاهي است و احتمالا دليل اين امر، قابليت جريان يافتن مواد شكل پذير بخش قاعده اي سازند قرمز بالايي در فراديواره گسل مي باشد. به بيان ديگر، علي رغم فشاري بودن و درازاي بسيار گسل حلب، تاكنون تنش وارده بر آن به صورت جريان مواد شكل پذير، تقليل يافته و به آستانه مورد نياز براي وقوع يك زمين لرزه نرسيده است.

 
نتيجه گيري:
     به دليل فقدان داده هاي لرزه اي در منطقه و عدم نمود قابل توجه گسل به خاطر همبري آن با بخش شكل پذير سازند قرمز بالايي، تاكنون گسل حلب مورد توجه قرار نگرفته است. ولي بررسيها نشان مي دهند كه گسل حلب، گسلي كوارترنز و واجد پتانسيل فعاليت مي باشد.

منابع:

     1- Alavi - Naini, M. l-Iajian, J. Anlidi, M. Bolourchi, 1-1. (1982): Geology of Takab-Saein Qaleh,
   1:250000, Geol. Sur. of Iran, Report No.50
   2-Davis, G.I-I. (1984): Stractural Geology of Rocks and Regions, John Wiley & Sons Inc, New
   York.
   3-Pricc, N..T. and Cosgrove, J. W. (1990): Analysis of Geological Structures, Cambridge University Press.
   4.Stewart I.S. Hancock, D.L. (1994): Neotectonics. Continental Defornlalion, Pergamon
   Press.
   5-Yousefi. E. and Friedberg, J.L. (1978): Aeromagnetic Map of Iran, Quadrangle No. C4, 04.
   Gcol .Sur.of Iran.

 

پلوتونيسم اليگوسن در منطقه هشجين و اهميت اقتصادي آن

پلوتونيسم اليگوسن در منطقه هشجين و اهميت اقتصادي آن

خلاصه مطالب:
     توده هاي نفوذي حد واسط تا اسيد زون آتشفشاني- رسوبي ترشير منطقه هشجين به عنوان بخشي از زون آتشفشاني – رسوبي ترشير البرز غربي- آذربايجان نهشته هاي آتشفشاني و آذر آواري ائوسن را قطع كرده و توسط نهشته هاي آهكي و مارني ميوسن زيرين ( بورديگالين) با اگر دگر شيبي فرسايشي پوشيده مي شود.
   توده هاي منفرد كوچك بخش شمال خاوري چهار گوش هشجين در يك راستاي NW-SE و در مسير رودخانه قزل اوزن در عمق بيشتري جايگيري كرده و در اطراف آنها دگر سانيگرمايي و كاني سازيهاي وابسته مشاهده مي گردد. توده هاي بخش مركزي و جنوبي محدوده مذكور در تراز بالاتري جايگزين شده و فاقد زونهاي دگر ساني گرمابي وسيع مي باشند.
   اين توده ها ويژگي گرانتيوئيدهاي تيپ I حواشي فعال قاره اي را دارا بوده و از انواع بعد تكتونيك بشمار مي آيند. اين نوار آتشفشاني- رسوبي محصول تصادم قوس- قاره بوده و در يك حوضه كششي پشت قوس در حواشي فعال قاره اي تكوين يافته اند. ( علوي 1996)
  
   پيش گفتار:
     چهار گوش هشجين بين طولهاي جغرافيائي شرقي 48 درجه تا و عرضهاي جغرافيائي شمالي 37درجه تا محدود شده است. بخش عمده رخنمون سنگي اين چهار گوش متعلق به سنگهاي نوار ماگمايي ترشير زون البرز غربي- آذربايجان بوده و در بخش شمال خاوري آن مجموعه اي از سنگهاي رسوبي پائوژن و كرتاسه بر روي واحدهاي آتشفشاني و آذرآواري ائوسن و اليگوسن رانده شده اند. راندگي از شمالشرق به سمت جنوب غرب در نهشته هاي ائوسن و اليگوسن و ساختارهاي تكتونيكي آنها تأثير داشته و سطوح محوري تاقديسهاي موجود در آنها را به سمت NE شيبدار كرده و در نهايت چينهايي با يك يال خوابيده را تشكيل داده است.
   انديسهاي معدني متعدد فلزي و غير فلزي در نقاط مختلف اين چهار گوش و مناطق مجاور، تنوع ماگماتيسم و پتانسيل بالاي منطقه به جهت زايش كانسارهاي تيپ مس يا طلا پورفيري محرك اصلي در تعيين پتروژنز توده هاي نفوذي اين منطقه بوده است.
بحث:
      نوار آتشفشاني – رسوبي ترشير البرز غربي- آذربايجان با روند عمومي NE-SE محصول فازهاي كششي پيرنه است كه بدنبال فاز فشارشي لاراميد حادث شده است و آتشفشاني ائوسن عمدتاً از تيپ زير دريائي است.
بدنبال فعاليت زير دريائي ائوسن، نهشته هاي آذرآواري و آتشفشاني با مشخصه حدواسط تا اسيد با دگرشيبي زاويه اي اندك( حدود 20درجه)، واحدهاي ائوسن را پوشانيده اند و هر دو مجموعه توسط توده هاي نفوذي نيمه عميق با تركيبي در حد مونزوديوريت، كوارتز- مونزوديوريت، مونزوگرانيت، كوارتز مونزونيت و كوارتز سينيت مورد تهاجم قرار گرفته اند. توده هاي نفوذي با تركيب و وضعيت زمين شناسي مشابهي در منطقه ساوه توسط (كايا و همكاران 1978) بروش K-Ar سن يابي شده اند كه برابر 2±37 ميليون سال تعيين شده است.
همبري اين توده ها با سنگهاي درونگير شارپ بوده و دگرگوني مجاورتي در حد رخساره آلبيت – اپيدوت هورنفلس در حاشيه آنها مشاهده مي گردد. آنكلاوهاي موجود در آنها زير دانه مافيك و ندرتاً فلسيك بوده و زينوليتهائي از سنگهاي آتشفشاني و آتشفشاني آواري در بخشهاي حاشيه اي اين توده ها مشاهده مي گردد. اشكال عدسي شكل و تخم مرغي آنكلاوها نشانگر تغيير شكل ناشي از جريان ماگما و به تبع آن اعمال نيروهاي برشي در حين جايگيري مي باشد. بهمين ترتيب آنكلاوهاي زاويه دار انعكاسي از تغيير شكل در حالت جامد و يا در شرايط جريان ماگما با گرانروي بالاست.
توده هاي نفوذي از انواع ساب سولووس بوده و ويژگيهاي كاني شناسي و بافتي نشانگر وجود فاز بخاري با فشار بالا در ماگماي مولد اين توده ها مي باشد. بررسيهاي ژئوشيميائي اين توده ها نشان مي دهد كه اغلب آنها داراي مشخصه متاآلومين بوده و تعداد محدودي از آنها ويژگي پرآلكالن نشان مي دهند.در دياگرامهاي Sio2-K2o اغلب نمونه ها در محدوده سريهاي با پتانسيم بالا و شوشونيتي قرار مي گيرند و متعلق به انواع I مي باشند. بررسي تغييرات عناصر اصلي و كمياب نشان از آلايش با مواد پوسته اي و اختلاط ماگمائي دارد كه اين امر از طريق مطالعات بافتي نيز به اثبات رسيده است.
قرابت زماني و مكاني توده هاي نفوذي منطقه هشجين با سنگهاي آتشفشاني همراه و همخون، ويژگي متاآلومين تا پرآلكالين توده ها، وجود زونهاي دگرساني گرمابي وسيع در اطراف آنها و ويژگيهاي بافتي و كاني شناسي اين توده ها نشان مي دهند كه آنها متعلق به گرانيتوئيدهاي تيپ I بوده و در رده بندي گرانيتوئيدها بر اساس اكسيدهاي عناصر اصلي ( مانيار و پيكولي1989) در محدوده گرانيتوئيدهاي قوسهاي حواشي فعال قاره اي و گرانيتوئيدهاي مرتبط با بالا زدگي پوسته قاره اي بعد از تصادم قرار مي گيرند و تطابق جالبي با زير گروه C از گرانيتوئيدهاي مرتبط با قوسهاي آتشفشاني دارند.
غني شدگي بالا از عناصري نظير Th,Ba,Rb,K انعكاسي از نقش پوسته قاره اي در تحولات ماگمائي بوده و به عنوان تسلط پوسته اي از آن ياد شده است (هاريس و همكاران 1983). آنومالي منفي و مقادير اندك عناصري نظير Hf,Zr,Ce اغلب در توده هاي مناطق تصادمي قاره – قاره وبعد از تكتونيك مشاهده مي گردد كه از ويژگيهاي ژئوشيميائي توده هاي منطقه محسوب مي شود. گرانيتوئيدهاي بعد تكتونيك مناطق تصادمي محصول ذوب پوسته تحتاني دراثر استقرار دياپيرهاي گوشته اي اند كه ويژگيهاي گرانيتوئيدهاي داخل صفحات (WPG) و برخي از انواع قوسهاي آتشفشاني (VAG) را بطور همزمان منعكس مي سازند. دياگرام عنكبوتي رسم شده براي توده هاي نفوذي منطقه تشابه جالب آنها را با انواع قوسهاي آتشفشاني حواشي فعال قاره اي ( نظيرشيلي) و تا حدودي با انواع داخل صفحات بعد از تصادم را نشان مي دهد.

نتيجه گيري:
     زون ماگمائي مذكور از شمال به فرو افتادگي خزر كه يك حوضه كششي پشت قوس فرض شده ( زونن شاين و لوپيشون 1986) محدود شده و از جنوب غرب به كمان ماگمائي تبريز- بزمان محدود مي شود. اين نوار محصول فرورانش يك حوضه كششي پشت قوسي است كه بين جزاير قوسي تبريز- بزمان و بلوك قاره اي البرز واقع بوده و در اثر فروانش آن به سمت شمال و شمالشرق و احتمالا با يك حركت دوراني ( به علت زاويه موجود بين نوار ماگمائي تبريز- بزمان و زون ماگمائي البرز غربي – آذربايجان) تصادم قوس- قاره انجام شده و برخي از فعاليتهاي جوان اين نوار را نيز مي توان به اتساع و بالا زدگيهاي بعد از تصادم نسبت داد.

  منابع:
     1- شنگور. ام. سي (1373) سير تكامل تكتونيكي كمربندهاي كوهزائي تتيسي خاورميانه در پالئوزوئيك پسين و مزوزوئيك، ترجمه شيخ الاسلامي، م. فصلنامه علمي علوم زمين، شمارة 12، 44 تا 63
   2- مؤيد. م. (1370) بررسيهاي پتروگرافي و پتروشيمي سنگهاي نوار ولكانو – پلوتونيك منطقه طارم در ارتباط با ژنر مس، رساله كارشناسي ارشد زمين شناسي، گرايش پترولوژي، دانشگاه تبريز – 210 ص
   3- نوگل سادات، (1373)، عناصر ساختاري اصلي شمال باختري ايران (آذربايجان)، گردهمائي زمين شناسي و معدني شمال غرب ايران، دانشكدة كشاورزي، دانشگاه تبريز.


   4-Alavi. M. (1996) Tectonostratigraphic synthesis and structural style of the Alborz Mountain System in Northern IRAN. J. Geodynaomic. 21: 1-33.
   5- Barbarin. B. (19900) Granitoids: main Petrogenetic classifications in Relation to origin and tectonic setting. Geol. j. 25, 227-238.
   6-Brown P, E., Chappell B. W. (1992) the origin of Granites and Related Rocks. Second Huttom symposium. 506pp.
   7- Didier J., Barbarin B. (1991) Enclaves and Granite Petrology. Elsevier Antsterdam, 393pp.
   8- Maniar P. D., Piccoli P. M (1989) Tectonic Discrimination of Gyanitoids. Geol. Soc. Ame. Bull. 11,635-643
   9- Pitcher W. S. (1993) The Nature and Origin of Granite. Chapman and Hall. London. 321pp.
   10- Maniar P. D.,Piccoli P.M(1989) Tectonic Discrimination of Granitoides
   .Geol.Soc.Ame.Bull.l1,635-643 & w .: Jf.i

مديريت منابع آب دشتي رامهرمز با استفاده از مدل رياضي

مديريت منابع آب دشتي رامهرمز با استفاده از مدل رياضي

 

خلاصه مطالب:
     كمبود آب كشاورزي در دشت رامهرمز، منابع آب اين دشت را جهت اعمال مديريت صحيح ايجاد مي نمايد. بدين منظور از مدل رياضي جهت مطالعه آبخوان استفاده شده است كه پس از تهيه داده هاي مورد نياز مدل واسنجي و سپس صحت سنجي گرديده و پس از اطمينان از صحت عملكرد آن، مدل تهيه شده جهت پيش بيني وضعيت آينده آبخوان تحت تأثير گزينه هاي مختلف مديريتي از جمله اجراي شبكه آبياري و زهكشي مورد استفاده قرار گرفته است.
 
   پيش گفتار:
     مطالعه مستقيم آبهاي زيرزميني يك حوضه گسترده نياز به حفر تعداد زياي چاه اكتشافي و انجام عمليات پمپاژ و آزمايشات ژئوفيزيك در منطقه مورد مطالعه دارد كه با صرف هزينه هاي فراوان عملي مي گردد. شبيه سازي جريان آب زيرزميني يك روش غير مستقيم مطالعه است كه با صرف هزينه كمتر نسبت به روشهاي مستقيم مي تواند مشكلات موجود را تا حدود زيادي رفع نمايد. دشت رامهرمز در استان خوزستان از جمله دشتهاي كشور است كه به دليل شرايط خاص هيدرولوژيكي و هيدروژئولوژيكي و نياز كشاورزي منطقه به آب نيازمند مطالعه اي دقيق جهت اعمال مديريت صحيح بر منابع آب آن و استفاده تلفيقي از آبهاي سطحي و زيرزميني مي باشد.

بحث:

در راستاي تهيه مدل رياضي دشت با توجه به وضعيت رسوبات آبرفتي و سازندهاي منطقه و مرزهاي جريان، مدل تفهيمي آبخوان تهيه شده و سپس با توجه به توزيع عوامل تغذيه و تخليه مانند چاه، چشمه و رودخانه شبكه بندي منطقه انجام گرفته است.
پس از تهيه داده هاي لازم جهت اجراي مدل تحليل حساسيت مدل جهت شناسائي پارامترهاي حساس انجام بخصوص در نواحي ورودي و خروجي دشت شديدتر مي باشد. پس از شناسائي پارامترهاي حساس و نيز اطلاع از چگونگي توزيع خطا در نقاط مختلف شبكه كه از اولين اجراي مدل نتيجه شده، اقدام به واسنجي مدل گرديده است. جهت انجام عمل واسنجي مدل دوره زماني يك ساله از مهر ماه 74تا مهرماه 75در نظر گرفته شده و اين دوره زماني به شش گام زماني 2ماهه تقسيم شده است.
به علت تغييرات كم سطح آب منطقه، مدل در گام زماني اول به صورت شرايط ماندگار اجرا گرديد. در اين حالت به علت آنكه ضريب ذخيره از معادله جريان حذف مي گردد مي توان مقدار هدايت هيدروليكي آبخوان را به خوبي كاليبره نمود. سطح آب حاصل از اجراي مدل در انتهاي گام زماني اول به عنوان شرايط اوليه جهت اجراي مدل در شرايط غير ماندگار در گامهاي زماني بعدي مورد استفاده قرار گرفت و در اين مرحله ضريب ذخيره و نيز پارامترهاي ديگر آبخوان كاليبره گرديد. پس از واسنجي مدل جهت اطمينان از صحت تركيب به دست آمده براي پارامترهاي منطقه، صحت سنجي مدل در دوره زماني مهرماه 75تا مردادماه 76 انجام گرفت كه نشانگر تطابق خوب سطوح آب محاسباتي و مشاهداتي بود.
پس از آنكه مدل تهيه شده مراحل واسنجي و صحت سنجي را پشت سر گذاشت مي توان از آن جهت پيش بيني وضعيت آينده آبخوان تحت تأثير گزينه هاي مختلف مديريتي استفاده نمود. شبكه آبياري و زهكشي دشت رامهرمز جهت تامين آب مورد نياز كشاورزي در دست مطالعه مي باشد. جهت پيش بيني وضعيت منابع آب زيرزميني دشت قبل از اجراي شبكه و نيز بررسي تأثير شبكه آبياري و زهكشي بر منابع آب زيرزميني و چگونگي استفاده تلفيقي از آبهاي سطحي و زيرزميني 3 گزينه به شرح زير مورد بررسي قرار گرفت.
1- تأثير روند كنوني مصرف بر سطح آب زيرزميني: سطح آب منطقه در مرداد ماه 76 به عنوان شرايط اوليه در نظر گرفته شده و با فرض اينكه شبكه آبياري و زهكشي در سال 80 مورد بهره برداري قرار گيرد، سطح آب مرداد ماه سال 80 پيش بيني گرديد. در اين گزينه شرايط حاكم بر منطقه شبيه سال متوسط در نظر گرفته شده است.
2- بررسي برداشت مجاز از منابع آب زيرزميني دشت قبل از اجراي شبكه: در اين گزينه با توجه به شرايط سال متوسط منطقه مقدار برداشت مجاز از آبهاي زيرزميني منطقه قبل از اجراي شبكه تعيين گرديد.
3- بررسي تأثير شبكه برمنابع آب زيرزميني و چگونگي استفاده تلفيقي از آبهاي سطحي و زيرزميني: در اين گزينه ابتدا تأثير شبكه آبياري و زهكشي بر منابع آب زيرزميني بررسي و سپس چگونگي استفاده تلفيقي از منابع آب سطحي و زيرزميني مورد ارزيابي قرار گرفت.

نتيجه گيري:
     بر اساس مطالعات به عمل آمده سطح آب زيرزميني دشت رامهرمز در شرايط سال متوسط منطقه و قبل از اجراي شبكه آبياري و زهكشي دچار افت نسبي مي گردد. اجراي شبكه آبياري و زهكشي سبب تغذيه مقداري آب در آبخوان شده و سطح آب منطقه را بالا آورده و بيلان آب زيرزميني را مثبت مي كند. مدل تهيه شده نشان مي دهد كه مي توان مقدار 32ميليون متر مكعب از منابع آب زيرزميني در مناطقي كه داراي قابليت انتقال مناسب است استخراج و مورد استفاده تلفيقي با آبهاي سطحي قرار داد.

منابع:

     1- Anderson, M.P"WW Woessner, (1992). Applied Ground water modeling, Simulation of flow
   and Advective transport.Sun diego: Academic press, inc
   2- Ghassemi, F.(1979). "Mathematical model Application in Ground water studies of Iran".
   Ground water,17, No. 4,359 - 365.
   3- Hill, M. (1996). "Use of a Numerical model for management of shallow Ground - water Levels
   in the yuma, Arizona Area". Ground water, Vol. 34,No.3
   4- Istok,J. (1989). Ground water modeling by the finite Element method. American Geophysical
   Union, water Resource monograph Board
   5- Kashkuli, HA, (1964), " A Numerical Linked Model for the prediction of the Decline of
   Ground water mound's Developed under Recharge", Ph. D.Dissertation colorado state University.
   6- Kinzelbach,W.(1989). Groundwater modeling. Elsevier, Newyork
   7- Samani, H.M.V, M. Kolahdoozan. (1993). "Mathematical model of unsteady Ground water flow
   Through Non-homogeneous and Anisotropic Aquifer and Calibration via a Non-linear
   optimization Technique".Tehran university Journal. "
   8- Wang, H.F, P.A Anderson. (1988).lntroduction to Ground Water Modeling.W.H.FreeJan,
   Sanfransisco

دولوميتي شدن در لايه مخزني سازند كنگان

دولوميتي شدن در لايه مخزني سازند كنگان

 

خلاصه مطالب:
     گسترش سازند كنگان به سن ترياس زيرين در جنوب ايران باعث تشكيل مخازن گازي در منطقه شده است. بر روي اين سازند در يكي از ميادين هيدروكربوري از نظر سنگ شناسي مطالعه دقيقي انجام گرفته است. بر اين اساس بيش از 450 مقطع نازك ميكروسكوپي تهيه و انواع دولوميت هاي موجود بررسي و شناسائي گرديد. حاصل اين مطالعه 10 زير گروه بلوري تشخيص داده شده است كه بر اساس اندازه، شكل و مرز بلورها و محيط تشكيل آنها با توجه به تقسيم بندي (Sibley,Gregg1987) انجام گرفته است. اين 10 زير گروه در سه گروه اصلي ذيل قراردارند:
   1- گروههاي پلانارs- داراي مرزهاي بلوري مسطح(Ps)
   2- گروههاي پلانار-e داراي مرزهاي بلوري مسطح(pe)
   3- گروههاي غير پلانار(np)
  
   پيش گفتار:
     لايه هاي دولوميتي در ميادين مختلف در سراسر جهان و مخصوصاً ايران مخازن هيدروكربوري را تشكيل مي دهند. دولوميت ها در مقايسه با سنگهاي آهكي داراي تراوائي متوسط بيشتري هستند (Sibley and Gregg,1987) و چون تغييرات در تخلخل و تراوائي معمولا در ارتباط با بافتهاي رسوبي اوليه، نوع دانه ها، موقعيت چينه شناسي و جغرافيايي است (Sun,1995) و از طرفي حدود نيمي از مخازن كربناتي دنيا دولوميتي هستند (Wilson,1975) لذا درك فاكتورهاي كنترل كننده دولوميتي شدن و توسعه تخلخل جهت اكتشاف و توليد هيدروكربور از اين گونه حوضه ها بسيار حائز اهميت است(Saller and Henderson,1998).
   Gregg و Sibley در سال 1987 بر اساس توزيع اندازه بلورها و مرز آنها دولوميت ها را در سه گروه اصلي ذيل تقسيم بندي نمودند:
   1- پلانار- S : بلورها بصورت نيمه شكل دار، تخلخل بين بلوري كم و بدليل عدم ارتباط خوب گلوگاهها تراوائي با افزايش تخلخل تغيير چنداني نمي كند.
   2- پلانار – S : بلورها شكل دار، حاوي تخلخل و تراوائي زياد و بصورت بافت دانه شكري هستند و گلوگاهها ارتباط خوبي دارند. اين گروه در درجه حرارت پايين تر از درجه حرارت حدي دولوميت بين 50تا 100درجه سانتي گراد و اشباع شدگي كم تشكيل مي شوند.
   3- غير پلانار : بلورها بي شكل، داراي تخلخل و تراوائي بسيار ضعيف مي باشند و گلوگاهها هيچ ارتباطي با هم ندارند. در اشباعي شدگي بالا و درجه حرارت بالاتر از 50تا 100 درجه تشكيل مي شوند. كار حاضر با توجه به تقسيم بندي ذكر شده انجام گرفته است. در نهايت وضعيت هر نوع و اثر آن در كيفيت مخزني بررسي گرديده است.
 
بحث:
ده گروه دولوميت در مخزن گازي سازند كنگان شناسايي گرديده است:
1-دولوميت هاي ريز تا متوسط بلور، بي شكل تا نيمه شكل دار، پلانار- S، كه بافت رسوبي در آنها قابل تشخيص است.
2-دولوميت هاي متوسط بلور، نيمه شكل دار پلانار – S، بدون فابريك انتخابي و بصورت فراگير در ماتريكس سيمان و آلوكم ها.
3-دولوميت هاي متوسط تا درشت بلور پلانار-S با فابريك انتخابي در بافت دانه پشتيبان.
4-دولوميت هاي متوسط تا درشت بلور نيمه شكل دار تا شكل دار پلانار- S با مراكز ابري و حاشيه شفاف.
5-بلورهاي شكل دار متوسط تا درشت پلانار- E با فابريك انتخابي در ماتريكس.
6-دولوميت هاي متوسط تا درشت بلور و گاهي ريز بلور، شكل دار، پلانار- E با بافت دانه شكري.
7-بلورهاي شكل دار درشت درامتداد سطوح استيولو ليتي.
8-بلورهاي بي شكل گزنوتوپيك.
9-سيمان دولوميتي تدفيني.
10-دولوميت زين اسبي
گروه 1- بلورهاي اين گروه جانشين گلهاي آهكي در محيط هاي جزر و مدي و گاهي محيط مرداب شده است و داراي مشخصات ذيل هستند:
-رنگ تيره و عموماً حاوي ندول هاي انيدريتي و ساختهاي استروماتوليتي با فابريك فنسترال.
-بصورت اوليه(Penecontemporaneous) همزمان با رسوبگذاري و يا مدت كوتاهي پس از رسوبگذاري تشكيل شده اند.
-در محيط سوپراتايدال بلورها كمتر از 4 ميكرون و بطرف داخل حوضه تا 20 ميكرون مي رسند كه در نتيجه نئومورفيسم دولوميت هاي اوليه تشكيل شده اند.
-داراي مواد آلي و پيريت
-داراي تخلخل و تراوائي نسبتا پايين مي باشند و از نظر مخزني كيفيت خوبي ندارند.
گروه دو:
در سنگهاي آهكي اوليه دانه پشتيبان تشكيل شده اند و دولوميتي شدن در آنها به سه حالت ديده مي شوند.
الف- به صورت تقليدي(mimic) كه در طي آن شكل و ساختار آلوكم ها حفظ شده است بطور مثال در تعدادي از دولوگرين استونهاي اووليتي مشاهده مي شود كه لايه هاي متحدالمركز اووليت حفظ شده اند.
ب- بصورت غير تقليدي(non-mimic) كه در آنها شكل اوليه آلوكم ها حفظ شده ولي ساختار داخلي ازبين رفته است (Sibley and Gregg,1987).
ج – بدليل شدت دولوميتي شدن شكل و ساختار داخلي آلوكم ها قابل تشخيص نميباشد كه تحت عنوان سنگهاي آهكي دولوميتي شده (dolomitized limestone) ناميده مي شوند. در اين نمونه ها تمام بلورهاي اوليه شامل ماتريكس، سيمان و آلوكم ها كاملا دولوميتي شده اند كه مربوط به مراحل مياني دياژنز هستند. بلورها بين 5 تا 30 ميكرون قطر دارند.در طي مراحل مياني دياژنز لايه هاي مخزني با كيفيت خوب را تشكيل داده است.
گروه سه:
بصورت انتخابي در آلوكم ها تشكيل شده اند و در بلورهاي گرين استون اووليتي مشاهده ميشوند. بعلت ناپايداري كربنات كلسيم حل شده و دولوميت جايگزين آن مي گردد. بين 30 تا 40 ميكرون قطر داشته و مربوط به مراحل مياني دياژنز هستند. اين گروه در صد ناچيزي از مخزن را شامل مي شوند و از نظر مخزني داراي كيفيت ضعيفي هستند.
گروه چهار:
مراكز تيره اين بلورها بيانگر وجود كلسيت در مراحل اوليه دولوميتي شدن مي باشد. عموماً بافت اوليه قابل شناسائي نيست. در طي مراحل مياني دياژنز تشكيل شده و قطر بلورها بين 30 تا 40 ميكرون مي باشد و از گروه هاي ايجاد كننده لايه هاي با كيفيت مخزني خوب هستند.
گروه پنج:
به دو صورت مشاهده مي شوند الف- بلورهاي شكل دار پراكنده در زمينه آهكي ب- بلورهاي شكل دار پراكنده در زمينه دولوميتي كه در طي نئومورفيسم تشكيل شده اند.
گروه شش:
اين گروه داراي تخلخل و تراوائي بالائي هستند و گاهي فضاي بين بلورين توسط مواد آلي باقي مانده و انيدريت پرشده لذا از كيفيت مخزن كاسته شده است. بلورها بين 10 تا40 ميكرون و گاهي به 80 تا 120 ميكرون مي رسند.
گروه هفت:
بلورهاي با قطر حدود 80 ميكرون كه در امتداد سطوح استيلوليتي حاصل از فرايند انحلال فشاري هستند و مربوط به محيط تدفيني كم عمق مي باشند(Lee and Friedman,1987)
گروه هشت:
بلورها فاقد شكل بوده و در درجه حرارت و اشباع شدگي بالا تشكيل شده اند. داراي خاموشي موجي بوده و در اكثر بافت ها شبهي (ghost) از آلوكم اوليه مشاهده مي شود. قطر بلورها 60 ميكرون كه مربوط به مراحل نهائي دياژنز بوده و از نظر مخزني ضعيف هستند.
گروه نه:
بصورت سيمان كه شكستگيها و حفرات را پر كرده و در طي مراحل تدفيني عميق تشكيل شده اين گروه داراي رخ هاي رمب مي باشد.
گروه ده:
بصورت سيمان و گاهي جانشين بافت اوليه شده كه داراي خاموشي موجي بوده و در طي مراحل تدفيني عميق تشكيل شده است(Radke and Mathis,1980) دو گروه نه و ده بدليل پر كردن حفرات و شكستگيها باعث كيفيت مخزني لايه ها شده اند.


جدول 1-تشکيل دو لوميت ها در مراحل مختلف ديا ژنزي

 

 منابع:


     1- Saller,a.h. and Duel hendersone(1998)distribution of porosity and permeability in plateform dolomites:insight from the permian of west texas,aapg bulletin,82,no.8,1528-1550
   2- Sun,s.q(1995)dolomite reservoir: porosity evalution and reservoir charactristic,aapg bulletin ,79,no.2,1S6-204
   3-Sibley d.f. and j.m.gregg(1987)classification of dolomite rock teture journal of sedimentary petrology ,57,9671-975
   4-Lee yi. and g. m. friedman(1987)deep burial dolomitization in the ordovician ellenburger group carbonate, west.texas:jour.sed.pctrol. ,57,no.3,544-557
   5-Radke,b.m and r.l. mathis(1980)on the formation and occurance of saddle dolomite, jour. sed. petrol.,50,1149-1168
   6-Wilsonj.i.(1975)carbonate faci~ in geologic history berline springer-verlag,471p

رسوب شناسي و ژئومورفولوژي مخروطهاي افكنه و مناطق پست پلايايي در شمال شرق استان يزد واقع در ايران مرك

رسوب شناسي و ژئومورفولوژي مخروطهاي افكنه و مناطق پست پلايايي در شمال شرق استان يزد واقع در ايران مركزي

خلاصه مطالب:
     استان يزد با آب هواي گرم و خشك داراي تعداد زيادي مخروط افكنه و پلايا مي باشد كه از نظر ژئومورفولوژي و رسوب شناسي مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. واحدهاي مورفولوژيكي شناخته شده شامل مخروطهاي افكنه، تپه ها و پهنه هاي ماسه اي، ماسه هاي پناهگاهي و پلاياها است كه نقشه ژئومورفولوژيكي هر يك از پلاياها بطور جداگانه تهيه شده است. پلاياها از سه زون رسي، مرطوب و نمكي تشكيل شده است. 13رخساره سنگي مختلف در مناطق پلايايي و رسوبات حاشيه پلايا شناخته شده است. اين رخساره ها به چهار دسته گراولي، ماسه اي، گلي و شيميايي تقسيم شده اند. رسوبات حاشيه اي دانه درشت تر عمدتاً در مخروطهاي افكنه و رسوبات دانه ريزتر و شيميايي در نواحي پست پلايايي ته نشين شده اند. اميد است كه اين اطلاعات بتواند بعنوان الگو و راهنمايي براي تعبير و تفسير رسوبات قديمه قاره اي درنواحي خشك مورد استفاده قرار گيرد.
 
   پيش گفتار:
     اگر چه نهشته هاي مربوط به كواترنري حدود نيمي از سطح كشور را مي پوشاند ليكن اطلاعات و دانسته ها در مورد اين رسوبات چندان نيست. يكي از مناطقي كه رسوبات كواترنري در آن گسترش زيادي دارد، استان يزد است كه از نظر اقليمي جز مناطق با آب و هواي گرم و خشك طبقه بندي مي شوند. منطقه مورد مطالعه با وسعتي بالغ بر 15200 كيلومتر مربع در زون ايران مركزي در شمال شرق استان يزد، در طول جغرافيايي 30 53 تا 15 55 شرقي و عرض جغرافيايي 30 33 تا 05 33 شمالي واقع است.
   هدف از انجام اين مطالعه بررسي دقيق رسوب شناسي چهار پلاياي عقدا، زوين، كلوت و توت رسوبات حواشي آنها مي باشد. بعلاوه نقشه هاي ژئومورفولوژي نواحي مورد مطالعه بر اساس برداشتهاي صحرايي و با استفاده از تصاوير ماهواره اي لندست در مقياس 1:10000 تهيه گرديده و در آن گسترش هر يك از واحدهاي ژئومورفولوژيكي مشخص شده است.

بحث:
     انواع مهم واحدهاي مورفولوژيكي متعلق به نواحي صحرايي در گستره مورد مطالعه شناخته شده است. از مهمترين واحدهاي مورفولوژيكي موجود مي توان به مخروطهاي افكنه، تپه هاي ماسه اي، پهنه هاي ماسه اي، ماسه هاي پناهگاهي و پلاياها اشاره كرد. مخروطهاي افكنه در اطراف پلاياها گسترش دارند كه از آن جمله مي توان به مخروطهاي افكنه شمالغرب پلاياي عقدا، جنوب پلاياي توت، غرب پلاياي زرين و جنوب پلاياي كلوت اشاره كرد. بزرگترين تجمع تپه هاي ماسه اي در قسمت هاي مياني پلاياي زرين ( ريگ زرين) با طول حدود 85 كيلومتر و عرض بين 5تا 13كيلومتر است كه گستره اي به مساحت بيش از 550كيلومتر مربع را مي پوشاند. اين تپه هاي ماسه اي بيشتر از نوع برخانهاي بزرگ و تپه هاي متقاطع هستند. جهت حركت اين تپه ها بطرف شمال به ويژه شمال غرب است. پهنه هاي عظيم ماسه اي و ماسه هاي پناهگاهي در اطراف تپه هاي ماسه اي، به ويژه در اطراف ريگ زرين، گسترش دارند. از نظر مورفولوژيكي، پلاياها از سه زون اصلي بنامهاي زون رسي، زون مرطوب و زون نمكي تشكيل شده اند. پلاياهاي زرين، كلوت و عقدا از نوع پلاياهاي ساختماني با زون رسي، زون مرطوب و پوسته نمكدار و پلاياي توت از نوع فرسايشي با زون رسي و پوسته نمكدار است.
اين پلاياها تحت تأثير شرايط تبخير شديد در يك حوضه درياچه اي بسته، با رسوبگذاري رسوبات دانه ريز ناشي از سيلابهاي فصلي، تشكيل شده اند. با توجه به اختصاصات رسوب شناسي رسوبات پلايايي و آبرفتي حاشيه آن، مجموعا 13رخساره سنگي در آنها تشخيص داده شده است. اين رخساره هاي سنگي در چهار گروه دانه درشت گراولي طبقه بندي گرديده اند. رسوبات سطحي زون گلي بر اساس ميزان ذرات ماسه اي موجود در آن به دو بخش، زون گل با ماسه كم ( ماسه كمتر از 20درصد) و زون گل با ماسه زياد (ماسه بيشتر از 20درصد) تقسيم شده اند. اكثر رسوبات موجود در اين زون در اندازه ماسه ريزتا سيلت مي باشند. رخساره هاي سنگي موجود در اين زون شامل مي باشد كه توزيع آنها در پلاياها بستگي به جنس برونزدهاي سنگي اطراف و ميزان رسوب وارده از طريق رودخانه هاي جاري از ارتفاعات دارد. بدليل كاهش درصد ذرات ريز در درون گل با ماسه كم نسبت به زون گل با ماسه زياد، رسوبات اين زون دانه ريزتر و داراي جور شدگي بهتر، كج شدگي مثبت و كشيدگي بيشتر مي باشند. مطالعه رسوبات تحت الارضي اين زون نشان مي دهد كه رخساره هاي سنگي موجود در آن شامل مي باشند، رنگ رسوبات اين زون به علت داشتن اكسيدهاي مختلف آهن، از قهوه اي كمرنگ تا زرد و قهوه اي پر رنگ در تغيير است. رسوبات زون مرطوب شبيه به رسوبات زون گلي است با اين تفاوت كه سطح آب زير زميني در اين زون فوق العاده بالاست. اندازه رسوبات بيشتر در حد سيلت و رس همراه با لايه هايي از گچ و نمك در اعماق است. رخساره هاي سنگي موجود در رسوبات اين زون بيشتر شامل رخساره هاي (Fsm,F1) است. زون نمكي در گودترين قسمتهاي حوضه پلايايي تشكيل شده است. رسوبات تبخيري، به ويژه نمكها، در اثر تبخير شديد و خشك شدن درياچه هاي شور كم عمق قديمي كه در بعضي از مواقع سال از آب پر بوده است، تشكيل شده اند. نمكهاي موجود در زون نمكي بيشتر شامل كلرورها، سولفاتها و كربناتهاي سديم، كلسيم، منيزيم و پتاسيم است .نمك طعام و گچ بيش از ساير انواع املاح تبخيري، تشكيل شده اند.
رخساره هاي سنگي در رسوبات زون نمكي بيشتر شامل رخساره هاي (Fsm,F1) است. تغيير رخساره از زون مرطوب به زون نمكي تدريجي و معمولا به فرم بين انگشتي است. علاوه بر زونهاي اصلي پلايايي، رسوبات تپه هاي ماسه اي و نيز آبرفتي در قسمتهاي مياني و حواشي پلاياها گسترش يافته اند. افزايش شرايط خشكي در كواترنر، همراه با ازدياد اثرات فرسايشي بادبر روي برونزدهاي سنگي اطراف پلايا كه قبلا تحت تأثير هوازدگي مكانيكي و شيميايي واقع شده اند، موجب حمل و تراكم رسوبات بادي در اين گستره شده است. اندازه رسوبات اين زون در حد سيلت درشت تا ماسه درشت است. جورشدگي و گردشدگي رسوبات خوب، كج شدگي منفي و كشيدگي از پهن تا بسيار كشيده در تغيير است. رخساره هاي سنگي موجود در رسوبات اين زون شامل (S1,S2,ST,SP) است. رسوبات آبرفتي موجود در حاشيه حوضه پلايايي بيشتر شامل تراسهاي آبرفتي جوان و قديمه، دشتهاي كوهپايه اي، دشتهاي سيلابي و مخروطهاي افكنه مي باشد. جنس رسوبات مخروطهاي افكنه در ارتباط مستقيم با سنگهاي منشا اطراف پلايا مي باشد. بر اساس رخساره ها با يكديگر، سه مجموعه رخساره اي مي توان در آن مجموعه اول يا مجموعه نزديك به منشا به طرف پايين دست، از اندازه دانه ها كاسته مي شود. مجموعه اول يا مجموعه نزديك به منشا مخروط، شامل رخساره هاي سنگي (S h,Gmg,Gms,St,Sp,Gp)است. ميانگين اندازه ذرات در اندازه ماسه درشت تا پيل با جورشدگي ضعيف و كج شدگي منفي است. در رخساره هاي گراولي، فلسي شدن به مقدار زياد ديده مي شود. اختصاصات رسوبات اين بخش از مخروط افكنه شبيه به رسوبات گراولي وماسه اي رودخانه هاي نوع بريده بريده با پيچش كم است. مجموعه دوم عمدتاً از رسوبات در اندازه ماسه، سيلت و كمي گل و گراول، تشكيل شده است كه حاوي رخساره هاي سنگي (Sh,St, Sp, Gt, Gp, Fm) بوده و بخش مياني مخروط افكنه را مي سازد. جورشدگي رسوبات اين زون ضعيف، كج شدگي منفي و كشيدگي از پهن تا كشيده در تغيير است. مجموعه سوم عمدتاً از رخساره هاي گلي و تبخيري و مقدار كمي رسوبات ماسه اي تشكيل شده و حاوي رخساره هاي سنگي (Sh, St, Sp, Gt,Gp, Fm) مي باشد. اين رخساره به فرم بين انگشتي به رسوبات پلايايي ختم مي شود. ميانگين اندازه رسوبات در اين زون، در اندازه ماسه ريز تا سيلت درشت است. جور شدگي رسوبات نسبتا خوب، كج شدگي مثبت و كشيدگي رسوبات از كشيده تا بي نهايت كشيده در تغيير است و تركهاي گلي به مقدار زياد در سطح رسوبات دانه ريز رسي اين زون مشاهده مي گردد.

نتيجه گيري:
     بطور كلي رسوبات مخروطهاي افكنه حاشيه پلاياهاي مورد مطالعه، تحت تأثير جريانهاي رودخانه اي و خرده دار رسوب كرده اند و شكل رسوبات آنها بيشتر تيغه اي شكل با ضخامت زياد در طرف كوهستان است، كه نشان دهنده بالا آمدگي تدريجي منطقه بر اثر فعاليت كوهزايي، قبل از تشكيل مخروط است. اين امر دليل فعال بودن منطقه از نظر ساختماني در زمان پليوكواترنر است. از آنجائيكه رسوبات مخروطهاي افكنه و شكل هندسي آنها براي شناخت وضعيت ساختماني مناطق حائز اهميت بوده و بعلاوه اين رسوبات محل تجمع برخي از كاني ها از جمله كاني هاي پلاسر مي باشند، اينگونه مطالعات مي تواند بعنوان راهنمايي در تعبير و تفسير رسوبات مخروطهاي افكنه كه در نواحي گرم و خشك بر جاي گذاشته شده اند مورد استفاده قرار گيرد.

پژوهشي بركاني شناسي و ژنوشيمي پلاژيوكلازها و قطرات كربنات آذرين موجود در مجموعه شوشونيتي عشين و تعيي

پژوهشي بركاني شناسي و ژنوشيمي پلاژيوكلازها و قطرات كربنات آذرين موجود در مجموعه شوشونيتي عشين و تعيين سن قطرات كربنات آذرين با استفاده از روش Fission Track

خلاصه مطالب:
     سنگهاي مجموعه شوشونيتي جنوب عشين داراي طيف وسيعي از SSiO2 بوده و در درون آبساروكيت ها و شوشونيت ها، پلاژيوكلازها و قطرات كربناتي (كلسيت) بزرگي را مي توان مشاهده نمود. بررسي هاي مختلف نشان مي دهد كه نوع پلاژيوكلازها آندزين بوده و اطراف آنها را هاله اي پتاسيك فرا گرفته است. علت ايجاد قطره هاي كربناتي نيز ناپايداري پلاژيوكلازهاي كليسك و بالا بودن فوگاسيته CO2 مي باشد. كربناتهاي آذرين را بوسيله فراواني عناصر كمياب و نادر خاكي موجود در آنها مي توان از كربنات هاي ثانويه تشخيص داد. تعيين سن يك نمونه از اين قطره هاي كربناتي نشان مي دهد كه متعلق به ائوسن مياني مي باشند.
 
   پيش گفتار:
     در 12كيلومتري غرب منطقه انارك (شمال شرق استان اصفهان) و 5كيلومتري شمال غرب معدن طالمسي (تالمسي) مجموعه آتشفشاني شوشونيتي جنوب عشين را مي توان مشاهده نمود. اين مجموعه شوشونيتي متعلق به ائوسن بوده و در آن تمام سنگ هاي متعلق به يك مجموعه شوشونيتي يعني آبساروكيت، شوشونيت، باناكيت(لاتيت) و توسكانيت (؟) ديده مي شود. در درون آبساروكيت ها و شوشونيت هاي اين مجموعه آتشفشاني مي توان پلاژيوكلازهاي غول پيكر و قطرات كربناته بزرگي كه در حال پيوستن به يكديگر بوده اند را مشاهده نمود.
 
 

بررسي پلاژيوكلازها
اين كاني در تمام سنگهاي اين مجموعه آتشفشاني هم در زمينه، و هم بصورت فنوكيست به فراواني يافت شده و اطراف آنها را هاله اي پتاسيك فرا گرفته است. تجزيه يك نمونه از اين پلاژيوكلازهاي درشت، و محاسبه فرمول ساختماني آن ([Si2.625All.357O8]Na0.422Ca0.303K0.201) نشان مي دهد كه پلاژيوكلاز از نوع آندزين بوده و با مطالعات پتروگرافي در توافق است(جدول يك).
بررسي قطره هاي كربناتي
در آبساروكيت ها و شوشونيت هاي منطقه جنوب عشين قطرات كربناتي، در زمينه غالب سنگ ها، در تعادل كامل با كاني هاي زمينه ديده مي شوند. اين قطرات كربناتي آذرين را در مطالعات صحرايي براحتي مي توان از كربنات هاي ثانويه تشخيص داد. ولي بررسي هاي ژئوشيمي و فراواني عناصر كمياب و نادر خاكي نيز كمك بسيار مؤثري بوده و بوسيله آن مي توان اين دو نوع كربنات را از يكديگر جدا نمود. به منظور انجام اين كار يك نمونه از قطرات كربناتي آذرين و يك نمونه از كربنات هاي ثانويه با روش NAA تجزيه شد كه نتيجه آن در جدول شماره يك آورده شده است. بخوبي مشخص است كه اين دو نوع كربنات از نظر عناصر اصلي با يكديگر تفاوتي نداشته ولي فراواني عناصر كمياب و نادر خاكي در قطرات كربناته آذرين اوليه بسيار بيشتر از كربنات هاي ثانويه است.
مطالعات و بررسي هاي مختلف علت تشكيل قطرات كربناته آذرين در سنگ هاي شوشونيتي را چنين توجيه مي كنند:
ماگماي مادر سنگ هاي شوشونيتي (آلكالي بازالت) در محيطي بافوگاسيته اكسيژن و CO2 بالا، و فشار بالا تشكيل مي گردد. در شرايط گوشته بالايي پايداري كربناتها به عوامل فشار، دما، و فوگاسيته اكسيژن وابسته است. بدين ترتيب كه افزايش فوگاسيته اكسيژن و دما باعث كاهش پايداري و افزايش فشار باعث افزايش فشار باعث افزايش پايداري كربناتها مي شود. تحت شرايط ايجاد ماگماي مادر سنگ هاي شوشونيتي، بخاطر بالا بودن فوگاسيته اكسيژن، پايداري كربناتها كاهش يافته ( بهمراه كاهش فشار) و لذا فوگاسيته CO2، در اين نوع ماگما افزايش مي يابد. به طوري كه ممكن است در مسير تحولات در اثر ناپايداري پلاژيوكلازهاي بازيك(به خاطر عبور از مسير پوسته قاره اي) و آزاد شدن CaO ، به همراه دخالت پديده عدم امتزاج يا ناميژاكي محلول ( بين سيليكات- كربنات) قطرات كربناتي ايجاد شوند.
تعيين سن يك نمونه از قطرات كربناتي آذرين موجود در يك لايه گدازه با تركيب شوشونيت، با استفاده از روش Fission Track سني معادل 3±42 ميليون سال (ائوسن مياني ) را ارائه نموده است.


جدول1-نتيجه تجزيه پلاژيو کلاز قطره کربناتي ثانويه موجود در سنگ هاي مجموعه شوشونيتي جنوب عشين



 


ادامه جدول 1




ادامه-جدول-1-

منابع:


     1- Dalton, J. A;Woor,B. J. (1995) The stability of carbonate under upper-tnantle conditions as a function of temperature and oxygen fugacity. Eur. J. Mineralogy, Vol. 7, pp. 883-891 .
   2- Foley, S. (1992) Petrological characterization of the source components of potassic magmas. Geochemical and experimental constraints. Uthos,28,187-204 .
   3- Geyh, M.A. ; Schleicher, H. (1990);Abeolute age determination, Springer-Verlag, 503p. 
 

معرفي فسيل هايي از بازوپايان و مرجان هاي دونين فوقاني كوه گوده چاه، جنوب شهرستان راور، شمال كرمان

معرفي فسيل هايي از بازوپايان و مرجان هاي دونين فوقاني كوه گوده چاه، جنوب شهرستان راور، شمال كرمان

 

خلاصه مطالب:
     رسوبات دونين فوقاني در كوه گوده چاه مشتمل بر دولوميت، ماسه سنگ كوارتزيتي كراس بدينگ دار، آهك ماسه اي، آهك مارني و ميان لايه هاي نازك شيل مي باشد كه ضخامت آن 56/255 متر مي باشد. اين توالي رسوبي پس از يك ناپيوستگي فرسايشي بر روي سازند داهو(Dahu Formation) قرار گرفته است و رسوبات آهكي پرمين آن را مي پوشاند با مطالعه فسيل شناسي كوه گوده چاه بيش از 14 گونه بازوپا و بيش از 4 گونه مرجان شناسايي شده اند. همچنين دو باند بايوسترومي از اين مقطع گزارش مي شود.
   بر مبناي ارزش چينه شناسي فسيل هاي مطالعه شده در اين توالي سن فرازنين – فامنين براي اين سري رسوبات پيشنهاد مي شود.
  
   پيش گفتار:
     تأثير(TIPPER,1921) از رسوبات و سنگ هاي رسوبي كرمان فسيل هاي بازوپا گزارش كرده است. همچنين هوكريده(HUCKREIDE,1962) در بررسي چينه شناسي از اين منطقه سن پالئوزوئيك بالايي را پيشنهاد كردند. در اين تحقيق براي تعيين سن دقيق از فسيل هاي منطقه نمونه برداري شد. اين فسيل ها بر اساس مشخصات ظاهري و داخلي شناسايي شدند كه همگي شاخص فرازنين – فامنين مي باشند.
 
بحث:
 
منطقه مورد مطالعه در 70 كيلومتري شمال كرمان و شمال غرب روستاي سراشك قرار دارد كه از نظر تقسيم بندي واحدهاي زمين ساختي جزء واحد ايران مركزي مي باشد. در اين منطقه بازوپايان و مرجان ها از فراوان ترين گروه هاي فسيلي به شمار مي روند. از آنجا كه اين فسيل ها در شناسايي محيط رسوبي، تعيين سن نسبي لايه ها و تطابق آنها و شناخت جغرافيايي گذشته كاربرد دارند، مطالعه وبررسي آنها از اهميت ويژه اي برخوردار است. در زير نمونه هايي از بازوپايان و مرجان هاي شاخص فرازنين و سپس تعدادي از بازوپايان شاخص فامنين از اين منطقه گزارش مي شود.
الف) نمونه هايي از بازوپايان و مرجان هاي شاخص فرارزنين:


UChtospirifer multiplicatus multiplicatus BRICE 1970
Cyphoterorhynchus koraghensis (REED 1922)
Cyphoterorhynchus arpaensis (ABRAMIAN 1958)
Ripidiorhyr elbunensis (GAETANI 1966)
Spinarrypina chitralensis (CAETANI 1966)
Spinarrypina robusta COOPER 1967
Spinarrypina gr. bodini (MAN SOY)
Cyrtospirifer verneuili (MURCHISON 1840)
Mesodouvillina birmanica (REED 1908)
Anarrypa sr.
Hexagonaria hexagona (GOLDFUSS 1820)
Di.lphyllum caespitosum GOLDFUSS 1820
Macgeea solitaria (Hall- W.)
Thamonopora aff. cervicornis (BLAINV)


ب) نمونه هايي از بازوپايان شاخص فامنين:


Athyris tau NALIVKIN 1937
Cleiothyridina coloradensis (GIRIY 1900)
Productella cf. subaculeata (MURCHISON 1840)
Schizophoria aff. impressa (HALL 1867)

نتيجه گيري:
     1- پس از مطالعه فسيل هاي موجود در توالي دونين فوقاني كوه گوده چاه بيش از 14 گونه بازوپا و بيش از 4 گونه مرجان شناسايي شدند. اين گونه هاي معرفي شده سن فرازنين و فامنين را براي اين رخنمون معرفي مي نمايند.
   2- فراواني فسيل هاي پراكيوپود كه همگي كف زي مي باشند، وجود دو باندبايوسترومي، كراس بدينگ در ماسه سنگ هاي كوارتزيتي در قاعده مقطع و همچنين ميكروفاسيس هاي مطالعه شده نشان دهنده اين است كه يك محيط دريايي كم عمق در منطقه حاكم بوده است.
   3- يك افق آهكي به ضخامت 2 متر حاوي سه گونه از جنس Spinatrypina در بين دو نوار بايوسترومي وجود دارند از آنجا كه اين افق در ديگر مقاطع مطالعه شده دونين در استان كرمان وجود ندارد، به نظر مي رسد كه اين جنس محيط هاي ريفي را براي زندگي بر ديگر محيط هاي دريايي ترجيح مي داده است.
   4- از نظر سنگ شناسي و فسيل هاي در برگيرنده مقطع كوه گوده چاه معادل سازند شيشتو در شرق ايران مي باشد.
   5- علي رغم وجود سنگ هاي آتشفشاني در سازندهاي جيرود و خوش ييلاق در شمال ايران و همچنين در رسوبات دونين فوقاني اردكان يزد، هيچ آثاري از سنگ هاي آتشفشاني در منطقه مورد مطالعه وجود ندارد.

منابع:
     1- جعفريان م. (1375) شاخص هاي زيست چينه اي بازوپايان در مرزدونين –كربونيفر يا استونين ايران، مجله پژوهشي دانشگاه اصفهان، جلد هفتم شماره هاي 1 و 2 صفحات 1 تا 16

   2 - DASTANPOUR, M, (1990): The Devoni:ln stratigraphy or Kennan, Southeast centeral Iran Ph. D, thesis 234pp.
   3 - DASTANPOUR, M. (1996): The Devonian system in Iran: a review, Geological Magazine 123(2),159-170
   4 - DASTANPOUR. M. (1996): Late Devonian Reef In north Kennan province, j, Sci, Univ. Tehran, 22, no,l,l-l I
 

معرفي فسيلهائي از خزندگان در پالئوژن زاگرس

معرفي فسيلهائي از خزندگان در پالئوژن زاگرس

 

خلاصه مطالب:
     سري سازند پابده با ضخامت 650 متر در نواحي بختياري و حدود 780 متر در نواحي ايلام كه بيشتر شامل آهك مارني پليتي كرم رنگ مي باشد با روند شمال غرب – جنوب شرق از ايلام تا نواحي بختياري بطول تقريبي 800 كيلومتر گسترش دارد. اين سري رسوبي هم در نواحي بختياري و هم در ايلام واجد آثار متنوع فسيل ماهيان استخواني مربوط به ائوسن بالائي تا اوليگوسن زيرين است كه در بعضي از مناطق دلتائي داراي آثار زيادي از فسيل گياهان نيز مي باشد.
   در اين سري رسوبي چند جنس و گونه از خزندگان فسيل شامل 2 جنس از ماران متعلق به خانواده Pachyophidae از راسته Squamata و يك جنس از لاكپشتان دريائي مربوط به خانواده Paleomedusidae از راسته Testudinata مورد شناسائي قرار گرفت.
  
   پيش گفتار:
     خزندگان (Reptilia) از دوزيستان استگو سفال با صفات حدواسط دوزيستي و خزندگي در ترياس ظاهر شده اند و خزندگان دريائي يكي از اولين گروه مهره داراني هستند كه با زندگي در خشكي بصورت كامل سازش يافته اند. گروهي از آنها در دوران دوم به حداكثر گسترش خود رسيدند، بطوريكه در پايان اين دوران تنها معدودي از خزندگان متوسط جثه نظير ماران، لاكپشتان، سوسماران و تمساحها در پايان اين دوران به حيات خود تا به امروز ادامه داده اند. ظهور زيرراسته ماران(Serpentes) به آغاز كرتاسه بالائي مربوط مي شود ولي در اوائل دوران سوم بويژه ائوسن تنوع بيشتري مي يابند.
   ظهور راسته لاكپشتان (Testodinata) به ژوراسيك زيرين برمي گردد. ولي زيراسته لاكپشتان دريائي (Pleurodira) در ائوسن تنوع بيشتري يافته و در نيمكره شمالي و جنوبي گسترش داشته اند.

بحث:

ماران: ماران فاقد استخوان هاي حركتي سينه اي ( دست) و همچنين فاقد استخوان جناغ يا Sternom بوده و بدين لحاظ دنده ها كاملا آزاد هستند. جمجمه ماران ظريف و استخوانها ثابت نبوده و نسبت به هم حركت دارند. دندانها بصورت مخروطي و يكنواخت بر روي آرواره و استخوانهاي سقف دهان ديده مي شوند. تعداد مهره هاي بدن ماران از اطلس تا دم زياد و از 80 تا 400 عدد متغير است. هر مهره داراي دو زائده مفصلي بنام Zygosphene است كه با مهره بعدي مفصل مي شود.
به علت وجود استخوان كاره يا Quadrate در بخش پسين مفصلي آرواره، اين جانور مي تواند طعمه اي با اندازه چندين برابر سر خود را ببلعد. طرز قرار گرفتن دندانها كه همواره بطرف عقب دهان تمايل دارند باعث مي شود كه موجود در حال بلعيده شدن هيچگاه بطرف جلوي دهان برنگردد. ظهور ماران در آغاز كرتاسه بالائي مي باشد ولي در دوران سوم و بخصوص در ائوسن تنوع بيشتري مي يابند، كه از اين گروه مي توان به سه جنس Pachyophis,Palaeophis,Archaeophis اشاره نمود.


Phylum Velata WIRBELTIERE
Class Reptilia LAURENTI, 1768
Subclass Lepidosauria HAECKEL, 1866
Order Squamata OPPEL, 1811
Suborder Serpentes LINNE, 1758 or Ophidia BRONIART, 1800
Superfamily Cholophidia NOCSA, 1923
Family Pachyophidae NOPCSA, 1923
Genus Pachyophis NOPCSA, 1923


طول اين مار تا 40 سانتيمتر مي رسد و براي اولين بار در كرتاسه نواحي هرزگوبين در بالكان معرفي شده است و در ائوسن مياني تا بالائي در رسوبات دريايي ديده شده است. فك اين موجود بيشتر شبيه به سوسماران بوده و تنها به علت وجود دندانهاي كوچك سوزني به ماران شباهت دارد. تقريباً 160 تا 180 مهره دارد كه 46 عدد آن در گردن و 77 عدد در تنه تا دم است. مهره هاي گردن كمي كشيده تر هستند و با زوائد خار مانند قوي تزئين شده اند. اين جنس در رسوبات سازند پابده در فيل آباد، در شمال فارسان ناحيه چهارمحال بختياري يافت شده است.


Family Archaephidae JANENSCH,1906
Genus Archaeophis MASSALONGO,1859


اين جنس براي اولين بار در سال 1959 توسط Massalongo در وروناي ايتاليا (Mont Bolca) معرفي شده است. پس از آن چندين جنس و گونه از اين فسيل در ائوسن تا اوليگوسن اروپا و شمال امريكا مورد شناسايي قرار گرفته است. در طول سالهاي 1912 تا 1956،Gilmore چندين جنس از ماران فسيل از اين گروه را در نواحي امريكاي شمالي و مغولستان معرفي نموده است.
از اين فسيل تنها سر و قسمتي از تنه آن پيدا شده است. سر به صورت كامل حفظ شده و گردن با يك فرو رفتگي جدا مي شود. تعداد مهره و دنده ها زياد و بقيه خصوصيات آن مانند جنس Pachyophis است. اين فسيل در رسوبات آهك مارني كرم رنگ سازند پابده در 9 كيلومتري شمال باباحيدر، سه راهي كوانك در جاده شهركرد به تونل كوهرنگ يافت شده است.
لاكپشتان: لاكپشتان بدون دندان بوده و بجاي آن منقار دارند. لاك آنها ازدو قسمت يكي بخش شكمي يا Plassron و ديگري سپرپشتي يا Dorsal Carapace تشكيل شده است. سپر پشتي از حدود 40 پلاك تشكيل شده است. 8 پلاك از آن به مهره ها مي چسبند، حدود 7 عدد از آنها در امتداد دنده ها قرار دارند و 25 عدد از پلاكها در حاشيه سپر پشتي قرار مي گيرند.
سپر شكمي شامل 9 پلاك استخواني است كه 8 عدد آنها بصورت جفت در دو رديف قرار مي گيرند و همواره مزوپلاسترون را دارا مي باشند كه در زير ناحيه گردن قرار مي گيرد. كمربند شانه شامل استخوانهاي كتف، غرابي، ماقبل غرابي و ترقوه است كه به بخش داخلي پلاسترون اتصال مي يابند به طوري كه در ناحيه شكمي با پلاسترون و در ناحيه پشتي با ستون مهره اتصال دارند. استخوان شرمگاهي يا Pubis پهن و بزرگ است و داراي يك بخش مفصلي پايه و دو بخش پهن است. استخوان تهيگاهي در پايين قرار گرفته و مستطيلي شكل و كوچك است.
استخوان نشيمنگاهي يا Ischion كوچكترين استخوان را در كمربند لگن تشكيل مي دهد. در دست استخوان بازو بزرگ و يك قسمتي و استخوان ساعد دو قسمتي و نسبتا كوتاه است. استخوانهاي كف دست شامل 10 استخوان و در سه رديف، يك رديف دوتائي، يك رديف سه تائي در وسط و رديف آخري بطرف انگشتان 5 عدد است بطوريكه استخوان مكعبي طرف راست رديف دوم با رديف سوم در مقابل هم قرار مي گيرند. رديف سوم به تعداد 5 استخوان در امتداد هر يك از انگشتان قرار مي گيرد. در دست استخوان بازو يا Humerus بزرگترين استخوان و تقريباً چهار گوش مستطيلي با يك زائده در وسط و استخوان كتف يا Scapula گرز مانند و استخوان غرابي Coracoid سه انشعابي است. در گروه لاكپشتان Pleurodira سر هميشه د رخارج جعبه استخواني قرار دارد و لگن كاملا به سپر شكمي متصل مي باشد.
ظهور لاكپشتان فوق در ژوراسيك بوده كه بنظر مي رسد كه در دوران دوم گسترش بيشتري نسبت به امروز داشته اند.


Phylum Vertebrata WIRBELTIBRE
Class Reptilia LAURENTI, 1768
Snbclass Anaspida WILLISTON, 1917
Order Testudinata OPPEL, 1811
Suborder Pleurodira COPE, 1870
I Family Pelomedusidae COPE, 1865
Genus Streogenys ANDREWS, 1901


Anderws در سال 1903 در يك مقاله از لاكپشتان Pleurodira ائوسن فوقاني تا اوليگوسن زيرين مصر گزارشي ارائه نمود. سپس لاكپشتاني توسط Hay در نواحي نيوجرسي و توسط Bergounioux در اليگوسن اروپا مورد مطالعه قرار گرفتند. در اين جنس از لاكپشتان جمجمه بدون استخوان بيني و آهيانه است كه در سقف سر بهم فشرده شده و اتصال كامل با هم ندارند و همواره بدون استخوان پيش عقبي است .سپر شكمي از 11 استخوان تشكيل شده است كه محدب الطرفين بوده و انگشتان دست و پا تقريباً دراز با 4 يا 5 انگشت است. اين خانواده شامل 12 جنس مي باشد.
در جنس Streogenys مانند ساير جنسهاي خانواده Pleurodira سر و گردن خارج از محفظه استخواني است. در اين جانور استخوانهاي تشكيل دهنده كمربند لگن با يك خط درز بهم متصل شده و به كناره هاي پلاسترون مي چسبند.
انتشار آنها در طول زمان با مطالعاتي كه صورت گرفته در 2 مرحله به حداكثر خود رسيده است. يكي در كرتاسه بالا و ديگري در پليوسن تا عهد حاضر. اين جنس بيشتر مربوط به آبهاي شيرين بوده و ممكن است نمونه مورد نظر كه در رسوبات سازند پابده در 4 كيلومتري شمال شرق ايلام يافت شده مربوط به دلتا يا مصب رودخانه باشد زيرا در اين محل تجمع آثار فسيلي گياهي و ماهيان نيز ديده مي شود.

نتيجه گيري:
     انتشار آنها در طول زمان با مطالعاتي كه صورت گرفته در 2 مرحله به حداكثر خود رسيده است. يكي در كرتاسه بالا و ديگري در پليوسن تا عهد حاضر. اين جنس بيشتر مربوط به آبهاي شيرين بوده و ممكن است نمونه مورد نظر كه در رسوبات سازند پابده در 4 كيلومتري شمال شرق ايلام يافت شده مربوط به دلتا يا مصب رودخانه باشد زيرا در اين محل تجمع آثار فسيلي گياهي و ماهيان نيز ديده مي شود.
 
 

منابع:


     1- ANDREWS, C.W.(1903): On some or pleurodirian chelonia liS from the Eocene or the Fayom. .Ann. a. Mag. Nat. Hist. (7)11: 115-122.
   2- BERGOUNIOUx, F.M. (1934): Lagroupeds cheloniens pleurodires au cours des temps
   geoloques. Campt. Rend. Acad. Sci. Paris 198, 597-599.
   3- BERGOUNIOUX, F.M. (1935): Contribution al etude paleontologique des cheloniens. Mcm. Soc. geol. France (n.s.) II memo 25, 1-215. ".-4-
   CLAWAY,J.M.& NICHOLLS, E.L. (1997): Ancient Marine Reptiles. Acadenuc Press, 501 f
   5- MULLER, AH. (1968): Lehrbuch den paeozoologic, B..nd III, Teil. 2.
   6- HOFFS1'ETER, R. (1955): Lea serpcnls marins de I'P-.ocenc. C. R. S. Soc. Geol. France.
   7- GILMORE, COW. (1938): The Fossil snake or North America. Geol. Soc. Amer. Special paper
   9: 1-96, 38 Figs, 4 Tab.

 

 

مخفی سازی فایلها به شیوه ای نوین در گوشی های سری N نوکیا

یکی از مشکلاتی که همواره گریبان گیر موبایل داران بوده و هست ، مخفی سازی عکسها ، ویدئو ها و در کل فایلهای خود بنا به هر دلیلی بر روی گوشی بوده است. بدین منظور نیز برنامه های جانبی متعددی عرضه شده است که هر کدام در نوع خود مشکلاتی دارند. اما در صورتی که گوشی شما از نوع سری N نوکیاست (N80،N73،N70و...) ، با استفاده از ترفندی که هم اکنون برای شما معرفی خواهیم کرد میتوانید به سادگی و بدون نیاز به برنامه خاصی فایلهای خود را از داخل گالری خود محو نمایید به نوعی که فایلها کاملأ موجود باشند اما در داخل گالری گوشی ناپدید شوند!


ابتدا دقت نمایید که گوشی های سری N نوکیا تا لحظه نگارش این ترفند در ترفندستان ، عبارتند از:
N70,N71,N72,N73,N75,N76,N77,N80,N81,N90,N91,N92,N93,N93i,N95,N800,N810

برای مخفی سازی فایل های خود:
وارد منوی گوشی شده و به فولدر Tools بروید. سپس وارد File Manager شوید.
اکنون با زدن کلید سمت راست یا اسکرول گوشی ، وارد Memory Card شوید.
سپس به فولدر Other رفته و با استفاده از Options > New Folder یک فولدر جدید بسازید و نام آن را Contacts قرار دهید.
داخل فولدر Contacts شده و در داخل آن فولدر دیگری ایجاد کنید و نام آن را Tarfandestan یا هر نام دلخواه دیگری بگذارید.
اکنون از این دو پوشه به عقب بازگردید و به صفحه اصلی File Manager در Memory Card رجوع کنید.
حال میتوانید به دلخواه خود برای مخفی سازی ویدئوها به Videos و برای مخفی سازی عکسها به به فولدر Images بروید. سپس بر روی فایل مورد نظر خود که قصد مخفی سازی آن را دارید Options > Move to folder را انتخاب کنید و سپس برای مسیر آن ، فولدری که به تازگی ایجاد کردید یعنی Memory Card / Other / Contacts / Tarfandestan را تعیین نمایید و OK کنید.
کار تمام است ، پس از این عمل ،  فایل شما از داخل گالری حذف شده است و به هیچ وجه در داخل آن نمایش پیدا نمیکند.
برای مشاهده فایل نیز خودتان میتوانید به شکل مخفیانه ، از طریق File Manager گوشی به محلی که فایل را به آنجا منتقل کردید یعنی Other / Contacts مراجعه کنید.
در صورتی که میخواهید فایل مجدد داخل گالری نمایش پیدا کند کافی است آن را از درون این فولدر جدید خارج کنید و به محل قبلی منتقل کنید.

دانلود ویدئوهای Youtube به وسیله نرم افزار Real Player

همان طور که اطلاع دارید مدت زمانی از عرضه نرم افزار Real Player 11 نسخه Beta میگذرد. این نرم افزار توانمند علاوه بر امکانات متعدد برای پخش فایلهای صوتی و ویدئویی در نسخه جدید خود قابلیت جدیدی را در خود گنجانده است. با استفاده از این قابلیت جدید شما میتوانید ویدئوهای موجود در سایتهای ویدئوهای اشتراکی آنلاین به ویژه Youtube را بر روی سیستم خود دانلود نمایید و بدون نیاز به اینترنت آنها را در حالت آفلاین نیز مشاهده کنید. هم اکنون قصد داریم به معرفی این ترفند بپردازیم.




ابتدا شما میتوانید نسخه Beta  نرم افزار Real Player 11 را از سایت سازنده به نشانی www.realplayer.com دانلود نمایید.
سپس برنامه را اجرا نمایید.
اکنون کافی است با مراجعه به قسمت Options گزینه Download This Video را فعال کنید.
از این پس با مراجعه به هر ویدئوی اینترنتی دکمه ای به نام Download This Video برای شما پدیدار میشود. با کلیک بر روی این دکمه میتوانید ویدئو را دانلود کرده و روی هارد ذخیره کنید.
این ابزار توانمند علاوه بر Youtube بر روی کلیه سایتهای اشتراک آنلاین ویدئو همانند  Youtube, MetaCafe, MSN Videos, Revver, iFilm, PutFile, DailyMotion, Esnips, BrightCove, CinemaTube.Net عمل میکند.

ذخیره عکس کنار ID افراد در یاهو مسنجر

در صورتی که از کاربران مسنجر محبوب ایرانیان ، یاهو مسنجر باشید ، حتمأ با Avatar یا عکسی که به هنگام چت کردن در کنار ID افراد نمایش پیدا میکنید آشنا هستید. توسط این ابزار که از یاهو مسنجر 7 افزوده شده است ، شما به هنگام چت کردن با طرف مقابل میتوانید عکسی با سایز نسبتأ کوچک را در صفحه چت خود قرار دهید. اما به طور طبیعی این عکس را نمیتوان توسط یاهو مسنجر بر روی هارد ذخیره کرد و تنها میتوان آن را مشاهده کرد. برای ذخیره کردن عکس طرف مقابل بر روی هارد راه هایی همانند استفاده از نرم افزارهای جانبی وجود دارد که هر کدام دچار مشکلی هستند. اما در این ترفند قصد داریم روشی را به شما معرفی کنیم که در عین سادگی میتوانید تصویر هر ID که بخواهید را دریافت و روی هارد ذخیره نمایید.


برای این کار:
کافی است توسط مرورگر خود به آدرس www.invisible.ir/dicatcher مراجعه کنید.
اکنون در فیلد Yahoo! ID ، آیدی مورد نظر را وارد نمایید و سپس روی دکمه ذره بین کلیک کنید یا Enter بزنید.
پس از چند ثانیه تصویر ID شخص مورد نظر ظاهر میشود ، حالا کافی است (ترفندستان) روی عکس راست کلیک کنید و آن را Save نمایید.
عکس فوق در همان سایز استاندارد یاهو مسنجر است ، شما میتوانید به وسیله نرم افزارهای تخصصی همانند فتوشاپ ، تصویر را با کاهش نسبی کیفیت عکس بزرگتر کنید.

روش های دیگری برای ذخیره تصویر کنار ID توسط نرم افزارهای جانبی نیز ارائه شده است که نمونه ای از آن را در تاپیک زیر در انجمن های سایت میابید:
www.tarfandestan.com/forum/showthread.php?t=6685
میتوان از این روش نیز برای ذخیره عکس استفاده کرد.

چت کردن با ایرانسل به وسیله SMS Chat Zone!

مطمئنأ شما نیز تاکنون با سیم کارت های سومین اپراتور کشور به نوعی سر و کار داشته اید. سیم کارت های ایرانسل به دلیل نوآوری های متعدد و تبلیغات گسترده و به ویژه قیمت پایین توانسته است حضور موفقی را در عرصه مخابراتی کشور داشته باشد و با استقبال گسترده مردم روبرو شده است. چرا که دیگر شما تنها با 15 هزار تومان یک خط خواهید داشت! به همین دلیل ابتکارات و ویژگی های منحصر به فرد این سیم کارت ها ، مشکلات و نقص هایی که ایرانسل به همراه دارد نیز به نوعی مخفی شده است. علاوه بر توانمندی هایی همانند GPRS و MMS ، ایرانسل قابلیتهای دیگری هم دارد که بسیاری از افراد از آنها بی خبرند. یکی از قابلیتهای فوق العاده ایرانسل که به تازگی ایجاد شده است ، SMS Chat Zone نام دارد. ابزاری که شاید همینک با معرفی آن شما را به خرید یک سیم کارت ایرانسل وسوسه کند! SMS Chat Zone ابزاری است کاملأ رایگان و مجانی که به وسیله آن میتوانید یک ابزار چت کامل را از طریق SMS Chat روی گوشی خود داشته باشید. توسط SMS Chat Zone شما میتوانید با دوستان خود که ایرانسل دارند چت کنید ، دوستان جدیدی را جستجو و پیدا کنید ، از اتاق های چت استفاده کنید و در کل یک محیط چت کامل را روی گوشی خود داشته باشید. همچنین توسط SMS Chat Zone ، شما میتوانید پیام ها و آفلاین های دریافتی در یاهو مسنجر را هم به صورت SMS روی گوشی خود دریافت کنید که خود این موضوع نیز بسیار جالب است! در این ترفند قصد داریم به معرفی نحوه کامل استفاده از SMS Chat Zone به طور کامل بپردازیم. لازم به ذکر است این موضوع برای اولین بار توسط وب سایت ترفندستان در قالب ترفند مطرح میشود!



فعال سازی
برای فعال سازی ابتدا باید پیام کوتاهی با متن Go برای شماره 8383 ارسال نمایید.
سپس پیام کوتاهی با متن زیر به عنوان خوشامد گویی دریافت می نمایید :
-Welcome To ChatZone!REPLY with
!FF to make-a-friend
!CC to enter chat rooms

ثبت نام
برای ثبت نام در این سرویس ابتدا باید نام ، سن ، جنسیت و محل اقامت تان را به شماره 8383 با فرمت زیر ارسال کنید:
[R [name][age][sex][location
Location = محل زندگی ، Sex = جنس ، Age = سن ، Name = نام

مثال:
R Nima 21 M Teh

لیست فرمان ها
با تایپ متن CL و ارسال به شماره 8383 می توانید کل لیست فرمان های موجود در سیستم را از طریق دو پیام کوتاه دریافت کنید.

جستجوی دوستان
برای پیدا کردن دوستان جدید می توانید فرمان S را به همراه سن و جنسیت و مکان به شماره 8383 ارسال کنید.
[S [name][age][sex][location
مثال :
S Sahar 24 F Tehran

مشاهده کاربران آنلاین
با ارسال فرمانهای زیر به شماره 8383 می توانید تعداد کاربران آنلاین را ببینید.
تعداد دوستان حاضر : FA
تعداد دوستان حاضر در محیط چت سایت FM : MSN
تعداد دوستان حاضر در محیط چت سایت FY : Yahoo
تعداد دوستان حاضر در محیط چت سایت FI : ICQ
تعداد دوستان حاضر در محیط کلی چت : FC

ورود به محیط چت
با ارسال فرمانهای Y , M & I به همراه نام کاربری و رمز ورود به شماره 8383 می توانید به محیط چت سایتهای زیر وارد شوید.
* ورود به محیط چت سایت Yahoo( ارسال متن زیر به شماره 8383 )
Y-Yahoo
* ورود به محیط چت سایت MSN ( ارسال متن زیر به شماره 8383 )
M-MSN
* ورود به محیط چت سایت ICQ( ارسال متن زیر به شماره 8383 )
I -ICQ
مثال:
**** Y Nima

اضافه کردن افراد به لیست
برای اضافه کردن افراد به لیست می توانید از فرمان A استفاده کنید.
[A [Contact’s name
برای اضافه کردن دوست به لیست شبکه های خارجی می توان با ارسال پیام به شماره 8383 از فرمانهای زیر استفاده کرد:
اضافه کردن دوست به لیست دوستان سایت AY : Yahoo
اضافه کردن دوست به لیست دوستان سایت AM : MSN
اضافه کردن دوست به لیست دوستان سایت AI : ICQ
مثال :
AY Sahar

دریافت مشخصات
با ارسال حرف G به شماره 8383 می توانید مشخصاتی را که ثبت نام کرده بودید دریافت کنید.
-G

به روز رسانی مشخصات
برای بروز رسانی کردن اطلاعات شخصی و تغییر آیتمهای ثبت نامی (ترفندستان) می توانید با ارسال این پیام به شماره 8383 مشخصاتی را که ثبت نام کرده بودید بروز رسانی کنید.
[U [new name][new age][new sex][new location

غیر فعال کردن شخص
با ارسال این پیام به شماره 8383 می توانید دسترسی و دریافت پیامهای مربوط به شخص مورد نظر را مسدود کنید.
[B [Friend’s contact number
مثال:
B 98935360***9
برای خارج کردن نام کسی از حالت مسدود می توان از دستور UB استفاده کرد.
UB 98935360***9

حذف اعضا
با ارسال این پیام به شماره 8383 می توانید دوستان خود را از لیست حذف کنید.
[D [Friend’s contact number
مثال:
D 98935360***9

خروج از محیط چت
با ارسال این پیام به شماره 8383 می توانید از محیط چت سایتهای مختلف خارج شوید.
خروج از محیط چت سایت EY : Yahoo
خروج از محیط چت سایت EM : MSN
خروج از محیط چت سایت EI : ICQ
خروج کلی از محیط چت : EA

راهنما
با ارسال فرمان H – Help به شماره 8383 دو پیام دریافت خواهید کرد که در مورد نحوه دریافت راهنما برای هر قسمت شما را راهنمایی می کند.

تمدید کردن مدت زمان نسخه آزمایشی ویندوز ویستا تا 120 روز به شکلی کاملأ قانونی

ویندوز ویستا را میتوان اولی سیستم عاملی نامید که پس از عرضه دارای یک نسخه Trial یا آزمایشی 30 روز است. بدین شکل که پس از پایان مدت مقرر ، امکان استفاده از آن از بین میرود و شما برای فعال سازی آن باید حتمأ به شکلی کاملأ قانونی این ویندوز را خریداری کرده باشید. در کشور ما به دلیل عدم وجود قانون کپی رایت ، برای رفع این مشکل پچ ها و کرک های متعددی ساخته شده است که به آسانی این محدودیت زمانی را از بین میبرد و شما میتوانید بدون مشکل از ویندوز ویستا استفاده کنید. اما طبعأ این راه ها غیر قانونی هستند! اما برای رفع این مشکل یک راه بسیار عالی و صد البته کاملأ قانونی وجود دارد! ابزار مخفی در درون ویندوز ویستا توسط خود شرکت مایکروسافت نهفته است که با استفاده از آن میتوانید مهلت 30 روز خود را تا 120 روز تمدید کنید! این ترفند مخفی به تازگی منتشر شده است و بسیاری از افراد از آن بی خبرند ، ترفندستان اولین سایت پارسی زبان منتشر کننده این ترفند است.



در صورتی که نسخه آزمایشی ویندوز ویستا را نصب کرده اید ابتدا باید اطلاع پیدا کنید که چند روز از مهلت 30 روز شما باقی مانده است.
بدین منظور از منوی Start بر روی آیکون Computer راست کلیک کنید. در اینجا شما اطلاعات اساسی ویندوز خود را مشاهده میکنید.
در قسمت Windows Activation تعداد روزهای باقی مانده از فعالیت ویندوز را ملاحظه میکنید.

حال برای تمدید این مدت زمان چه باید کرد؟ این موضوع را از دو جهت باید بررسی کرد ، زمانی که هنوز مهلت 30 روز شما تمام نشده است و میتوانید از کلیه قسمتهای ویندوز بدون محدودیت استفاده کنید و حالت دوم یعنی مدت زمان Active بودن ویندوز شما به پایان رسیده است و به نوعی ویندوز Lock شده است.

ابتدا حالت اول:
منوی Start را باز کنید. در محدوده جستجوی آن عبارت cmd را وارد کرده و سپس کلیدهای Ctrl+Shift+Enter را همزمان بفشارید.
خواهید دید که Command Prompt (در حالت administrative) برای شما باز خواهید شد.
حالا دستور زیر را با دقت وارد نمایید و سپس Enter بزنید:
slmgr -rearm
اکنون اندکی صبر کنید تا پنجره ای باز شود و از شما درخواست رستارت ویندوز را بنماید.
حال کافیست ویندوز خود را یکبار رستارت کنید. کار تمام است! چرا که اکنون مدت زمان Active بودن ویستا مجددأ به 30 روز افزایش یافته است!
نکته مهم: ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید که میتوان هر بار به سادگی اینکار را انجام داد و برای همیشه از ویندوز ویستا استفاده کرد ، اما همان طور که ذکر شد این روش توسط خود مایکروسافت ایجاد شده و شما تنها 3 بار میتوانید این ترفند را تکرار کنید و برای بار چهارم و دفعات بعدی این ترفند بی اثر است! پس این نکته را حتمأ در نظر داشته باشید.
نکته مهم: همچنین همان طور که متوجه شده اید در هر زمانی از مدت قانونی ویندوز باشید با اجرای این ترفند مدت Active بدون به 30 روز تمدید میشود ، پس اینجا اندکی هوش و ذکاوت نیاز است ، چرا که در صورتی که در آخرین روز هر محدوده زمانی 30 روز این کار را بکنید میتوانید (ترفندستان) از حدأکثر مقدار ممکن که 120 روز است استفاده کنید. (30 روز استفاده آزمایشی + 90 روز تمدیدی). پس اگر به فرض همینک 12 روز تا غیرفعال شدن ویندوز زمان دارید ، این ترفند را اکنون اجرا نکنید بلکه در روز آخر این کار را انجام دهید تا به نوعی از این ترفند استفاده کامل ببرید.

اما حالت دوم ، زمانی که شما دیر دست به کار شدید و مدت قانونی ویندوز پایان پذیرفته است:
(دقت کنید منظور این حالت این نیست که پس از پایان یافتن 120 روز از روش فوق ، مجدد بتوان ویندوز را قانونی کرد! خیر ، در این حالت هم شما تنها 3 بار امکان تجدید و تمدید ویندوز را خواهید داشت.)
برای این کار ، Internet Explorer را باز کنید.
در آدرس بار ، /:C را وارد کنید ( C منظور درایوی است که ویندوز ویستا را در آن نصب کردید).
حال به مسیر زیر بروید:
C:/Windows/System32
فایل cmd.exe را بیابید ، بر روی آن راست کلیک کنید و Run as Administrator را انتخاب کنید.
اکنون همانند روش فوق دستور زیر را وارد کرده و Enter بزنید:
slmgr -rearm
هم اینک شما پیامی مبنی بر تمدید ویندوز خود دریافت میکنید.
نهایتأ سیستم را از نو راه اندازی کنید. خواهید دید که 30 روز شما تمدید شده است.
لازم به ذکر است کلیه نکات مهمی که برای حالت اول ذکر شد نیز در این روش صادق است. پس کاملأ دقت کنید که 3 بار شانس خود را از دست ندهید!

در پایان ذکر این نکته ضروری است که ویندوز ویستای آزمایشی را از کجا بیابید؟!
مایکروسافت امکان دانلود این ویندوز را در سایت خود تنها برای افرادی که مدرک MSDN را دارند محدود کرده است. اما سایت های فراوانی وجود دارند که میتوانید این ویندوز را از آنها دانلود کنید (البته با حجمی بالا!) و راه بهتر هم تهیه CD های کپی موجود در بازار ایران که همگی از دم کپی هستند و آزمایشی که البته در داخل آنها پچ های مخصوص غیرقانونی ویندوز نیز وجود دارد.

البته این ترفند همان طور که واضح بود کاملأ قانونی است اما مایکروسافت چندان از آن راضی نیست و در نظر دارد به زودی در نسخه های جدید ویستا آن را غیرفعال سازد.

حل مشکل ریست شدن گاه به گاه گوشی های سونی اریکسون

در صورتی که شما نیز از یکی از مدل های گوشی های سونی اریکسون استفاده میکنید ، به مشکل آزار دهنده ای که هر از چند گاهی پیش میاید برخورد کرده باشید. به این شکل که به هنگام باز کردن یک عکس یا فایل صوتی و استفاده از گزینه "استفاده به عنوان" گوشی شما خاموش و روشن (ریست) میشود. ممکن است فکر کنید گوشی ویروسی شده یا حتی دچار مشکلات جدی تری شده. اما این مشکل از یک دلیل خیلی ساده نشأت میگیرد! در این ترفند قصد داریم این موضوع را برای شما بازگو کنیم.



راه حل رفع این مشکل بسیار ساده است!
در 99% این موارد ، مشکل فوق به دلیل استفاده از یک تم Theme غیر استاندارد برای گوشی است (ترفندستان) که امروزه به سادگی میتوان این تم ها را ساخت.
کافیست تمی که در حالت انتخاب دارید را تغییر داده و از یک تم استاندارد یا در حالت بهتر تم پیش فرض گوشی استفاده کنید.

14 ترفند کاربردی در مرورگر Opera

در میان جنگ غول های مرورگرهای اینترنتی ، همواره مثلثی که سه رأس آن را Firefox ، IE و Opera تشکیل میدهد وجود داشته است. در این میان مرورگر Opera یکی از نوآورترین ها بوده است و به واسطه همین موضوع توانسته است کاربران و طرفداران زیادی را به خود اختصاص دهد. در این مرورگر محبوب نیز ترفندهای متعددی وجود دارد که بسیاری از کاربران از آنها بی خبرند. هم اکنون قصد داریم تا 14 ترفند کاربردی پیرامون این مرورگر اینترنتی را برای شما بازگو کنیم که با استفاده از آنها میتوانید خود را حرفه ای تر نشان دهید.



1- احتمالا همه شما با قابلیت Tabbed Browsing آشنا هستید. تقریبا تمام مرورگرهای جدید این قابلیت را دارند. لازم نیست برای دیدن لینک های مختلف چندین پنجره باز کنید. میتوانید از زبانه های یک پنجره استفاده کنید. با راست کلیک کردن روی هر زبانه گزینه هایی از جمله بستن همه زبانه ها و بستن همه زبانه ها به جز زبانه فعلی را می بینید.

2- برای برگشت به صفحه قبلی می توانید حین فشردن کلیک راست کلیک چپ کنید.

3- اپرا قابلیت Pop-up Blocking دارد. یعنی پیام های تبلیغاتی را نشان نمی دهد. شما می توانید با زدن کلید F12 انتخاب کنید که چه Pop-up هایی نمایش داده شوند یا نمایش داده نشوند.

4- اگر صفحات زیادی را باز کردید. شما می توانید آنها را به عنوان یک session ذخیره کنید تا بعدا در موقع نیاز همه آنها را با یک کلیک باز کنید. کافیست از File > Session > Save this Session را انتخاب کنید و از همین طریق می توانید
Sessionها را ببینید.

5- شما میتوانید از 20٪ تا 1000٪ زوم کنید. برای زوم راحت تر از کلیدهای + و – استفاده کنید.

6- بعضی سایت ها عرض زیادی دارن اگر از اسکرول افقی خوشتان نمی‌آید می توانید کلید از کلید ترکیبی Ctrl+F11 استفاده کنید.

7- اگر از ظاهر اپرا خسته شده اید می توانید پوسته اپرا را عوض کنید. به مسیر Tools > Appearances > Skin بروید و پوسته های جالبی دانلود کنید.

8- یکی از قابلیت های اپرا ذخیره یوزرنیم و پسورد هاست. هنگامی که از یک یوزرنیم و پسورد استفاده می کنید ؛ اپرا به طور اتوماتیک از شما می پرسد که آیا می خواهید پسورد را ذخیره کنید یا خیر. اپرا حتی می تواند بر روی یک سایت چندین پسورد ذخیره کند. شما می توانید با فشردن کلید Ctrl+Enter یوزرنیم خود را انتخاب کرده و وارد سایت شوید.

9- اپرا این قابلیت را دارد که متون انگلیسی را بخواند. شما (ترفندستان) می توانید با انتخاب متن و کلیک راست بر روی آن و انتخاب گزینه Speak متن را بشنوید. البته هنگامی که برای اولین بار این کار را می کنید باید یک فایل 10 مگا بایتی را دانلود کنید.

10- هنگامی که از یاز شدن یک pop-up جلوگیری میشود اپرا یک هشداری در بالای پنجره سمت راست می دهد. اگر میخواهید از آمدن این هشدار هم جلوگیری کنید مسیر Tools > Preferences > Advanced > Notifications را دنبال کرده و تیک Show notifications for blocked pop-ups را بردارید.

11- کلید Ctrl + Back Space را بزنید تا در آدرس بار یک دایرکتوری به عقب بروید.

12- اگر می خواهید یک عکس را ذخیره کنید کافیست حین فشردن کلید کنترل کلیک کنید.

13- اگر اشتباها یکی از زبانه هار ببندید میتوانید با کلیک روی دکمه سطل آشغال در بالای پنجره سمت راست دو باره آن را باز کنید.

14- شما می توانید برای هر سایت یک نام مستعار بگذارید. کافیست از طریق Bookmark> Bookmark page گزینه Details را بزنید و در کادر Nickname نام مستعار مورد نظر را وارد کنید و کلید Ok را بزنید. حال با نوشتن این نام مستعار در نوار آدرس و زدن کلید Enter وارد سایت شوید.

تجربه پرواز با هواپیما بر فراز زمین در Google Earth 4

احتمالأ شما نیز تاکنون با نرم افزار Google Earth برخورد داشته اید یا حدأقل نام آن را شنیده اید. یکی از بهترین نرم افزارهای ارائه شده در دنیای فناوری اطلاعات تا به حال که اولین نسخه آن در سال 2004 توسط شرکت گوگل به منظور مشاهده کره زمین با جزئیات به شکل به روز و توسط اینترنت ارائه شد. هر چقدر از توانمندی های Google Earth بگوییم کم گفته ایم چرا که کاربردهای این برنامه به قدری بالاست که به خودی خود شما را جذب میکند. قطعأ مشاهده محل زندگی خودتان از بالا جذاب است! اما این نرم افزار توانمند قابلیت مخفی را نیز در خود نهفته است که بسیاری از آن بی خبرند. پرواز بر فراز کره زمین و تجربه یک خلبانی با کلیه جزئیات در حالی که کره زمین را طی میکنید! در این ترفند قصد داریم تا آموزش خلبانی در Google Earth را به شما بدهیم. (لینک دانلود برنامه در پایان موجود است).



بدین منظور:

ابتدا نرم افزار Google Earth را که نصب کرده اید اجرا کنید.
حال کلیدهای ترکیبی Ctrl+Alt+A را همزمان بزنید.
خواهید دید پنجره جدیدی با عنوان Flight Simulator برایتان باز خواهد شد.
در این صفحه شما میتوانید تنظیمات مربوط به هواپیمای خود را انتخاب کنید. (ترفندستان) کافیست یکی از دو هواپیمای
F16 و یا SR22 را بر حسب قابلیتهایی که دارند انتخاب کنید. همچنین میتوانید از قسمت Ariport فرودگاهی را که میخواهید پرواز را از آنجا شروع کنید را انتخاب نمایید.
حالا کافی است دکمه Start Flight را بزنید تا پرواز مجازی بر کره زمین را تجربه کنید!

و نحوه کنترل هواپیما به شرح زیر میباشد:

کاربرد

کلید مربوطه

Exit flight simulator

Ctrl + Alt + A, Escape

Open flight simulator options

Ctrl + Alt + A

Rotate pilot viewpoint

Arrow keys + Alt (slow) or Ctrl (fast)

Display flight simulator help

Ctrl + H

Increase thrust

Page Up

Reduce thrust

Page Down

Aileron left

Left arrow

Aileron right

Right arrow

Elevator push

Up arrow

Elevator pull

Down arrow

Rudder left

Insert

Rudder right

Enter (numeric keypad)

Rudder left

Shift + left arrow

Rudder right

Shift + right arrow

Elevator trim nose down

Home

Elevator trim nose up

End

Elevator trim nose down

Shift + up arrow

Elevator trim nose up

Shift + down arrow

Reduce flap setting

Left bracket

Increase flap setting

Right bracket

Reduce flap setting

Shift + F

Increase flap setting

F

Center aileron and rudder

5

Center aileron and rudder

C

Extend/retract landing gear

G

Left wheel brake

, (comma)

Right wheel brake

. (period)

Pause simulation

Space

Toggle HUD

H


لازم به ذکر است شما میتوانید نسخه Google Earth 4.2.0181.2634 with Sky را از آدرس زیر دانلود کنید:
http://www.tarfandestan.com/forum/showthread.php?threadid=9954