تبليغاتX
مقالات زمین شناسی - افیولیتهای ایران صفحه 2 از 3

 

 «قطعات بيگانهExotic Blocks »، در بسياري از مجموعههاي افيوليتي ايران، قطعاتي از سنگهاي گوناگون با خاستگاه متفاوت وجود دارد. ابعاد اين سنگها از كوچك تا خيلي بزرگ و عظيم، متغير است. اين قطعات بيگانه، نوعي اوليستوليت Olistolith و معرف محيطهاي پرتكاپو هستند كه در اثر فرآيندهاي زمينساختي به مجموعههاي افيوليتي افزوده شدهاند.با توجه به سنگهاي تشكيل دهندة مجموعههاي افيوليتي، سبزهئي (1974) افيوليتهاي ايران را يك مجموعة چندزادي ميداند.

1- «پيكرة الترامافيك» : به سن پركامبرين پسين – كامبرين تا پالئوزوييك پيشين، شامل:

* تناوب ورليت، وبستريت، لرزوليت و كلينوپيروكسنيت

* بخش گابرويي (ملاگابرو، پريدوتيتهاي فلدسپاتدار، تروكتوليت، آنورتوزيت، گابروي نوريتي، فروگابرو و لوكوگابرو)

* تناوب دونيت و هارزبورژيت و كمي كروميتيت

.2- «پيكرة بازيك»: متشكل از گابروهاي همسانگردIsotrop ، دايكهاي ورقي و گدازههاي بالشي به سن كرتاسة پسين

3- «پلاژيوگرانيتها»: كه دو مجموعة قبلي را قطع ميكند و سن پس از كرتاسة پسين دارد.بنا به نوشتة سبزهئي، پندار عمومي بر آن است كه مجموعة اولترامافيك – گابرويي از دو قسمت زير تشكيل شده است اول تكتونيتها، شامل دونيت، هارزبورژيت و كروميتيت دوم انباشته سنگها Cumulates كه از ورليت، لرزوليت و گابروي لايهاي تشكيل شدهاند.

اين دو قسمت را يك ناپيوستگي سنگشناختي به نام «موهوي سنگشناسي Petrologic Moho» از هم جدا ميكند. از دو قسمت فوق، تكتونيتها به گوشته، و انباشته سنگها و گدازهها به پوسته تعلق دارند.

گفتني است كه در بيشتر نقاط ايران، در اثر بسته شدن زميندرز، سنگهاي ياد شده به شدتهاي متفاوت با يكديگر مخلوط شدهاند. افزون بر آن، فرارانش اين مجموعهها خود از عوامل مؤثر در آميختگي سنگهاي سازنده هستند. گفتني است كه:

1- نتايج ژئوشيمي اسپيليتها، گدازههاي بالشي و سنگهاي ديابازي ايران، حاكي از يك ماگماي كلسيمي – قليايي فقير است (لنچ و ميتهم، 1979).

2- در بسياري از مجموعههاي افيوليتي گدازههاي آتشفشاني با نهشتههاي پلاژيك رسوبي (سنگآهك، راديولاريت) گاهي رسوبات تخريبي و آذرآواري، مخلوط شده و مجموعههاي آتشفشاني - رسوبي آميزههاي رنگين ايران را به وجود آوردهاند.

3- رسوبهاي پلاژيك مجموعههاي افيوليتي ايران بيشتر سن كرتاسة پسين دارند، ولي در ناحية كرمانشاه و نيريز، اين سنگها (رسوبي) حاوي سنگوارههاي ژوراسيكهستند.

 

 

 چگونگي تشكيل و جايگيري افيوليتهاي ايران

در مورد چگونگي تشكيل مجموعههاي افيوليتي، تاكنون بحثها و نظرات متفاوتي ارائه شده است كه در بين آنها پديدههايي همچون كافتي شدن پوسته و فرارانش وابسته به برخورد صفحهها و بازماندن اين مجموعهها در محل زميندرزها از همه مهمتر است. هر يك از شواهد و دلايل گفته شده، ميتوانند در سرشت افيوليتهاي ايران نقش داشته باشند، ولي با توجه به موقعيت زمينساختي و زمينشناسي ايران، نقش پديدة كافتي شدن بيشتر است. هرچند كه نوع ماگماي به وجود آمده در اين سيستم و يا نوع رسوبات همراه با سريهاي افيوليتي ايران، تفاوتها و مغايرتهايي با ديگر نوارهاي افيوليتي نشان ميدهد، اما در نواحي خاوري ايران، وجود رسوبات تخريبي مانند فليش، شيلهاي سيليسي كه با محيط عميق اقيانوسي سازگار نيست، دليل بر نزديك بودن

 

مشاهده عکس

 

 

محيط تشكيل افيوليتهاي مذكور به حاشية قارهها و به احتمال تشكيل افيوليتها در كافتهاي قارهاي از نوع درياي سُرخ است، به عبارتي وجود پهنههاي اقيانوسي بين صفحههاي ايران، بعيد مينمايد. بررسي نوارهاي افيوليتي ايران نشانگر آن است كه اين مجموعهها در طي دو مرحلة جداگانه تشكيل شدهاند.

 مرحلة نخست، كششي است كه با ايجاد شكاف در پوسته همراه بوده است. اين شكافها كه تا سستكره ادامه داشته، مسير مناسبي براي جايگيري ماگماهايي با تركيب بازالتي بودهاند.مرحلة دوم، يك مرحلة فشردگي است كه باعث بسته شدن كافت اوليه شده در نتيجه مجموعههاي افيوليتي را بر روي لبة قارههاي مجاور رانده است. روشن است كه راندگي مورد سخن، محدود به زمان جايگيري اوليه نبوده، بلكه همزمان با رويدادهاي زمينساختي بعدي اين عمل تكرار شدهاست. براي نمونه، ريكو (1974)، در ناحية نيريز به دو فاز راندگي بعدي در زمان پليوسن باور دارد.در مورد شرايط ترموديناميكي جايگزيني افيوليتها، چهار نظرية وجود دارد :

1- نظرية جايگزيني، به صورت جامد و سرد

Cold Intrusion-2- نظرية فعاليت نفوذي - آتشفشاني

 3- نظرية آتشفشاني

4- نظرية فعاليت نفوذي.در مورد افيوليتهاي ايران نظرية سرد و جامد پذيرفتنيتر است.

 با وجود اين، ريكو (1974)، با توجه به ويژگيهاي سنگشناسي، تودة اولترابازيك نيريز را نشانة تبلور آرام ماگما در دما و فشار بالا ميداند وي وجود هالة دگرگوني گرمايي (به ضخامت چندين ده متر) در همبري پريدوتيتها با سنگآهكهاي تنگ حنا را دليلي بر اين نظر ميداند. به گفتة ديگر كانيهاي دگرگوني اين هاله، معرف دماي 700 تا 1000 درجة سانتيگراد است و با توجه به نقطة ذوبهارزبورژيت (1200 درجه)، نتيجه گرفته شده كه دست كم در ناحية نيريز، افيوليتها در زمان جايگيري حالت خميري داشتهاند. در ضمن، نمايش بعضي ريزساختارها، مانند چينهاي خوابيده كه در بعضي تودههاي افيوليتي ايران ديده ميشود، نشان ميدهند كه ممكن است افيوليتهاي ايران در زمان جايگيري به حالت گدازههاي خميري بودهاند.در هر حال، اين پرسش وجود دارد كه آيا آميزههاي افيوليتي ايران فقط منشأ زمينساختي دارند؟ اگرچه مجموعههاي افيوليتي ايران حاصل صعود دياپيرهاي اولترامافيك به نظر ميرسند. ولي، دسمونز (1981)، برخي از سفرههاي روراندة افيوليتي ايران را حاصل لغزش گرانشي ميداند كه از راه راندگي بالا نيامدهاند، بلكه به دليل وزن خود، از يك منشأ افيوليتي مرتفع به پايين لغزيدهاند.لازم به ذكر است كه، به باور سبزهئي (گفته شفاهي) هالة دگرگوني تنگ حنا يك پديدة ثانوي و در ارتباط با دايكهاي ميكروگابرويي ميباشد و نميتواند نشانگر تأثيرگرمايي تودههاي پريدوتيتي بر سنگهاي مجاور باشد. در ضمن ريز ساختها ممكن است مربوط به تنشهاي بعد از جايگيري باشد.

 

صفحه سوم                                      صفحه اول                             

نوشته شده توسط علی فاضلی در پنجشنبه 1387/03/02 ساعت 15:58 | لینک ثابت |